نقص جسمانی

ما آدما معمولا» وقتی با افرادی که از نظر جسمی دچار نقص یا مشکلی هستن و یا بیماری خاصی دارن مواجه میشیم , ناخودآگاه رفتارمون تغییر می کنه.یا از سر دلسوزی باهاشون برخورد می کنیم ویا اینکه اونا رو غیر عادی میدونیم و ازشون دوری می کنیم.

افراد همنجس گرا و یا افرادی که از نظر ژنتیک دچار اختلال اند , نمونه بارز این قبیل برخوردها هستند.متاسفانه خیلی از ماها وقتی با چنین افرادی روبرو میشیم یا اونا در جایی میبینیم , با یه دید دیگه به اونا نگاه می کنیم و  حتی بعضی از ما که ادعای روشن فکری هم داریم , متاسفانه با تحقیر و تمسخر و لبخندهای ابلحانه , باعث رنجش خاطر اونا رو فراهم میکنیم.اما آیا تابحال با خودمون فکر کردیم که اونا هم مثل ما آدم هستن و حق دارن مثل بقیه یه زندگی عادی داشته باشن؟آیا صرف اینکه شخصی دچار یه مشکل یا گرایش جسمی باشه که خودش هم در بوجود اومدن اون هیچ نقشی نداشته , میتونه برای ما دلیلی برای برخوردی متفاوت با اون باشه؟چه خوبه که یه وقتایی به خودمون هم نگاه کنیم.آیا ما هیچ مشکلی نداریم و از همه جهت کامل هستیم که به خودمون چنین اجازه ای رو میدیم؟

این مساله در جوامع متمدن , یه موضوع کاملا» حل شده بحساب میاد و چنین افرادی از تمامی حقوق یک شهروند عادی برخوردار هستن و جامعه تونسته خودشو با تمایلات و خواسته های این قبیل افراد همسو کنه تا اونا هم بتونن مثل دیگران و در کنار بقیه مردم , یه زندگی عادی رو داشته باشن.حالا راه حل چیه؟اول اینکه نسبت به مشکل این قبیل افراد شناخت کافی رو پیدا کنیم.چون به هر حال اونا هم بخشی از این جامعه هستن و ما با اونا برخورد داریم ؛ پس چه بهتر که با نگاهی درست با اونا رفتار کنیم.باور کنین چه این افراد و چه اونایی که مشکلاتی مانند نقص عضو , بیماری ایدز , فلج اطفال و صدها نوع مشکل دیگه دارن , از افراد عادی خیلی حساس تر و زود رنج تر هستن و ممکنه کوچکترین حرکت و یا حرفی رو بخودشون بگیرن و غصه هاشون صد برابر بشه ؛ پس چه خوبه ما برای رسیدن به مقام انسانیت , یک قدم دیگه یعنی تغییر نوع نگاه و برخورد با این گونه افراد رو یاد بگیریم  و به دیگران هم یاد بدیم.به امید اون روز.

-برای آشنایی بیشتر با بیماری و مشکلات این افراد اینجا رو کلیک کنید

Advertisements

37 پاسخ to “نقص جسمانی”

  1. تنها Says:

    اول شدم. به به

  2. تنها Says:

    فوق العاده بود. کاملا درست میگید اکثر ما به خاطر نا آگاهی افرادی که مشکلات اینچنینی دارن را با دید بد نگاه میکنیم. شاید دلیل اصلیش اینه که هنوز یاد نگرفتیم خودمونو جای طرف مقابلمون قرار بدیم. و یه لحظه بگیم ممکن بود این مسئله برای خود من پیش بیاد. فکر میکنم تا زمانیکه ما خودمونو درست نکنیم این ضعف فکری و فرهنگی باقی میمونه. بازم از مقاله قشنگت ممنون.

  3. تنها Says:

    البته من فكر ميكنم مسئله افرادي كه همجنسگرا قابل حل باشه. با مشاوره هاي به موقع روانشناسي. و اعتراف ميكنم هيچ وقت نتونستم در برخورد با اين افراد آنها را درك كنم.

  4. مرد تنها Says:

    از وب تاریخ چه خبرچیکار کردی ؟ پست جالبی بود ولی جا معه ما اماده نیست

  5. افشین (پاپیون) Says:

    جامعه هنوز چنین ظرفیتی ندارد

  6. همان بوی خسته.محمد Says:

    میلیونها مسلمان حداقل روزی یکبار این دعا رو می خونند. اونم با صدای بلند!!!!

    حالا به نظرتون چی میشه که درخواست فرج اینهمه مسلمان رد صلاحیت میشه

    به نظر شما علت یا علت هاش چی میتونه باشه؟؟؟………

    سلام من آپم
    میدونستم خودت مییای
    به رسم ادب خواستم خودم دعوتت کنم

  7. خانوم حنا Says:

    درمورد کسایی که مشکل جسمانی دارن حرفتون کاملا درسته یه جورایی رفتارا باهاشون آمیخته باترحم ودلسوزیه ، به نظر من این زیاد بدنیست چون نشوندهنده عاطفه است و محبت ولی اگه معقولتر بشه حداقل درمورد خودم فکر میکنم بهتره ولی درمورد همجنس گراها من فکر می کنم قضیه یه ذره فرق می کنه ، اصلا نمی تونم دیدگاه مثبتی بهشون داشته باشم و درکشون کنم به نظرم چیزی نیست که قابل حل نباشه ، کاش درمقاله بعدیتون بگین آیا همچین ناهنجاریهایی قابل درمان هست یانه

  8. $$$$$$ Says:

    جا معه ما اماده نیست

  9. آس خشت Says:

    در مورد افرادی که مشکل جسمانی دارن کاملا موافقم و فکر می کنم خود اون ها بیشتر از هر چیز دیگه از این رفتار های دلسوزانه منزجر می شن… حتی القاب و اسامی که براشون به کار می ره هر چقدر عادی تر و به میزان کمتری پر طمطراق باشه اون ها رو بیشتر راضی می کنه… مثلا نابینایان دوست ندارند «روشن دل» خطاب بشن و صرفا لفظ نابینا رو ترجیح می دن…

    در مورد همجنس گرایان اما این نکته رو فراموش نکنید که اگر بنا بر این باشه که شخصی از طرف جامعه ساپورت بشه و به قول شما به دیده ی تحقیر بهش نگاه نکنند باید یک هم جنس گرای مطلق باشه یعنی کسی که بنا به مسائل هورمونی و یا روانی به جنس مخالف علاقه ای نداره و بر عکس همون جنسیت اون رو جذب می کنه که این مقوله ی جداییه و با افرادی که انحرافات جنسی دارند و با داشتن زن و فرزند و برای تنوع!!! دست به این کار می زنند و همچنین کسانی که کودکان (معمولا همجنس) و نوجوانان کم سن وسال رو مورد تجاوز با سو استفاده قرار می دن فرق دارن…

  10. زبل خان Says:

    سلام…

    خاصیت ادما است..مثلا یه خانوم دکتری هست که متخصصه ..یه بار صبح که بیدار شده به علت نامعلومی فلج شده ..حدودا 35 یا6 سالشه ..من خودشو خانوادشو اینا رو می شناسم ..یه مدت قاطی کرده بود ولی الان باهمون وضعیت با ویلچر میره بیمارستان به مریضاش سر میزنه ..اتفاقا من می شناختمش ولی جدیدا ندیده بودمش که تو سمینار دیابت دیدمش وخیلی برام جالب بود ..یه آقاهی هم باهاش بود که همه جا می بردش …البته بماند که آدم محدود میشه…

  11. دینا Says:

    سلام. با همجنسگرا تا حالا برخوردی نداشتم! اما با کسی که نقص جسمانی داشته چرا! سعی نمیکنم اصلا به روی خودم بیارم که طرف مشکلی داره! تو این شرایط بهترین کار گذشتن از کنار نقصشون هستش نه نمک پاشیدن به اون. هر کی هم بخواد مسخره کنه خدا یه روز میزاره تو کاسش!

  12. همان بوی خسته.محمد Says:

    سلام
    پست تکون دهنده ای بود
    به هر حال برای جامعه سخته که بتونن این افراد رو به عنوان بیمار تلقی کنن
    ولی باید کاری کرد براشون
    باید اینو درک کنیم که اونها هم انسانند اونها هم شخصیت دارند
    اونها هم معنی طرز نگاه کردن رو می فهمند
    پس تک تک ما به نوعی باید کمکشون کنیم
    اولین نوع کمک ما اینه که به عنوان یه بیماری ب این مشکل نگاه کنیم نه یه ناهنجاری اجتماعی

  13. تندیس Says:

    سلام جامعه ایران به علت سنت گرا بودن و تاثیر زیاد دین روی روابط اجتماعیشون به سختی قادر به درک انسانهایی با شرایط غیر طبیعی هستن . امیدوارم با باز شدن ذهنها هر چه زودتر جامعه بتونه متفاوتها رو درک کنه

  14. لیلی و مجنون Says:

    درست میگی! اینجا که من زندگی میکنم خودم بارها شاهد اینطور افراد از نزدیک بودم ولی برای همه مردم عادی هستن و کسی کاری به کارشون نداره. ولی تو ایران اینطور آدما از همه چی محروم هستن.

  15. سمیه-روزها Says:

    درسته و به نظرم بیشترین چیزی که این افراد رو آزار میده نگاه ترحم آمیز دیگرانه!گفته بودید من رو لینک کردید اما اسمم رو نمیبینم!؟

  16. سیمین (امید) Says:

    سلام
    پست هاتون خیلی از هم متفاوته خود نقطه قوتیه آدم نمی تونه حدس بزنه موضوع بعدی پست می تونه درباره چی باشه
    جالبه که تمام مشکلات موجود در کشورمون و چه بسا جهان در این وب به چشم می خوره و اینم دیگر نقطه قوت وب شماست
    و درباره این پست با کمال احترام برای مدیر وبلاگ دوستان:
    تاریخ همیشه چراغی بوده برای آینده تا اشتباهات گذشتگانمان را تکرار نکنیم و آدم عاقل دوبار از یه سوراخ گزیده نمی شه تجربه همیشه سخت به دست می یاد و تاوانهایی هم میگیره پس با استفاده از گذشته و تاریخ از تجربیات دیگران (گذشتگان) می شه استفاده کرد تا تاوان ندهیم و تقریبا محوریت کتاب مقدس قرآن که بزرگی اون توسط خیلی از بزرگان جهان و اروپا تایید شده از سرگذشت اقوام متفاوته و در ضمن تا به امروز که در قرن بیست و یکم به سر می بریم ثابت شده علم اشتباه می کنه و جوابگوی خواسته های انسانها به طور کامل نیست
    همه اینها رو گفتم حالا دعوتتون می کنم سری به سرگذشت قوم لوط و حضرت هود بزنید
    من دیگه چیزی نمی گم که کتاب مقدس و غیر قابل تحریف مسلمین خود به خوبی جوابگوی این مشکل حل نشده مطرح شده است گرچه حرف برای گفتم زیاده ولی باز کوتاهش می کنم در ضمن با اول مطلب شما موافقم رفتار ما با بیماران جسمی درست نیست و البته همجنسگرایان با آنها متفاوتند
    مثل همیشه تا آپ بعدی
    برمی گردم

  17. سعید هومو Says:

    سلام دوست عزیز . اول از همه وقتی مطلب را خواندم باور کن گوشه چشمم خیس شد اصلا انتظار نداشتم گوشه ای از درد همجنسگرایان را بگویید . ( ممنونم ) و اما مشکل اینجاست که همه در پذیرش اختلالات جسمی به شیوهای مختلف ابراز همدردی و یاری میکنند زیرا کاملا برایشان قابل درک است چون چیزی اسن که به چشم خود می بینند اما در مورد اختلالات روحی و روانی چون برایشان قابل رویت نیست لذا در درک و فهمش ناتوانند . و امادر مورد نظر سیمین ( امید ) دوست عزیزمان عرض کنم در مورد داستان قوم لوط اگر ایشان بخوبی این روایت را خوانده باشند و در مورد گرایشات جنسی از دیدگاه علم روانشناسی اطلاع داشته باشند متوجه می شوند که مردمان قوم لوط نخست دگرجنسگرایانی بودند که زن و بچه داشتند نه همجنسگرای واقعی درو واقع همجنسباز بودند ( چون فرد همجنسباز با همجنسگرا فرق دارد که یکی از دوستان به خوبی اشاره کره بودند ) و اما قضیه مفصل است که چون قوم لوط از نظر موقیعیت شهری جایی بود که کاروانها از شهر انان گذر میکردند مردمانش شورع نمودند به غارت و تجاوز کاروانان و برایشان فرقی نمیکرد که فرد مورد تجاوز چه جنیستی داشت حتی در کلام قران بیان شده شما قوم متجاوزی هستید …. از این گذشته درست بعد از اینکه حضرت لوط با خانوده اش ( به روایتی همسرش بوده به روایتی نبوده و دخترانش ) از شهر خارج میشوند به غاری پناه می برند که در ان غار اتفاقی می افتد که نه تنها جرمش از همجنسبازی قوم کمتر نیست بلکه بیشتر است و ان زنای با محارم می باشد بدین صورت که دختران لوط بخاطر اینکه در شهر دیگر مردی نمانده بود از ترس منقرض شدن نسل پدرشان که لوط باشد تصمیم میگیرند که لوط را مست کنند و در مستی با پرد همبستر شوند تا از او فرزندی بیاورند تا نسل لوط ادامه داشته باشد و این کار را هم میکنند !!!

  18. سعید هومو Says:

    ادامه
    البته این داستان که از تورات به قران ارجاع شده در واقع چنین پایانی دارد و همین جای سوال است و درستی این روایت را زیر سوال می برد ؟ حتی اگر این حکایت درست باشد پس این همه نتایج علمی در مورد اینکه گرایش جنسی در دروان جنینی تعیین میگردد را چگونه تحلیل میکنید ؟ در قسمتی از هیپوتالاموس مغز که دربگرینده امور جنسی فرد است در اثر مواردی اختلالال ایجاد میشود که یکی از ان اختلالات گرایش جنسی به همجنس است . بله این یک حقیقت علمی است که سالهاست ثابت شده ، حالا این حقیقت علمی را با داستان لوط انهم با ان پایانی که دارد چگونه میشود تطبیق داد ؟ آیا باید یک داستان را که صرفا مارک خدا را دارد پذیرفت یا اسناد علمی را ؟

  19. سعید هومو Says:

    نظر آس خشت مواردی داره که واقعا بیانگر چند نکته هستش و خوشحالم از اینکه به این زیبایی و روشنی مسائل و موارد را از هم تفکیک داده اند . مثلا ایشون اشاره کردند به تقاوت به همجنسگرای واقعی که ذاتا به دلیل هورمونی ان هم در زمان جنینی که در رحم مادر تحت تاثیر اختلالات درون رحمی بودند و فرق این دسته از افراد با افرادی که دگرجنسگرا هستند اما به علت زیاده خواهی یا کنجکاوی جنسی و … علاوه بر جنس مخالف گاه گاهی هم با جنس موافق هستند که اینان با همجنسگرایان واقعی و مطلق زمین تا آسمان فرق دارند ( مردمان قوم لوط نیز طبق روایت اینچنین بوند ) و اما نکته بسیر مهم دیگر این است که ایشون انحراف جنسی بچه بازی را واژه علمی آن پدوفیل می باشد را بیان نموند که هیچ مناسبتی با همجنسگرایی ندارد بلکه پدوفیلی یک رابطه نابرابر عقلی و جنسی و بدون رضایت یکی از طرفین رابطه ( فرد خردسال که هنوز نه بلوغ فکری و روحی دارد و نه بلوغ جنسی و جمسی ) می باشد که هیچ عقل سلیمی و باوجدانی این را نمی پذیرد اما متاسفانه اکثریت بخاطر عدم اطلاع و اگاهی درست از گرایشات جنسی و علل آنها همه اینها را تحت یک عنوان می شناسند که اینطور نیست بلکه هر کدام عللی دارد و هر کدام ریشه ای مجزا

  20. شیدا Says:

    سلام
    عالی بود .

  21. ییلاق ذهن Says:

    این چیزا رو از بچگی باید به بچه ها آموزش داد که این جور آدما فرقی با ما ندارن نمیشه به زور فرهنگ سازیش کرد

  22. بهار Says:

    اونایی که این جور افراد رو یه عضو غیر عادی از جامعه میدونن کافی یه لحظه فقظ یه لحظه به این فکر کنن که ممکنه امشب رو سالم بخوابن و فردا که بیدار میشن ببینن یه بیماری مثل ام اس گرفتن و دیگه نمی تونن راه برن یا چشمشون دیگه نمی بینه.یا بر اثر بی احتیاطی یه نفر دیگه ایدز یا هپاتیت بگیرن یا بر اثر یه تصادف نقص عضو بشن. اونوقته که مطمئنن نگاهشون به این افراد تغییر میکنه.

  23. سمر Says:

    سلام…آپ خوبی بود…

  24. X Says:

    باید یه کم با ویرایش قالبت ور بری! من خودم رفتم توی ویرایش قالب گشتم قسمت مربوط به لینکارو پیدا کردم و هرچی مربوط به لینک بود رو پاک کردم.آخه یه قسمتی توی قالب واسه این لینکای معمولی هستش.بعدش به جای اونا کد رو گذاشتم.

  25. اکرم Says:

    به نظر من همه ی ما به نوعی دیوانه ایم و فقط ادای آدمها ی عاقل و بی نقص رو در میاریم.

  26. سمیه-روزها Says:

    سلام.من هم ممنونم.آپم دیوونه ی عزیز!

  27. زبل خان Says:

    من تاریخشو درست کردم ولی نشد که…

  28. سعید هومو Says:

    سلام دوست عزیزم . نمیدونم با چه زبانی از شما تشکر کنم دیشب وظیفه خودم دونستم از دوستانی که از عمق احساسشون منو درک کردند شخصا تشکر کنم . شما باعث شدید من دوستان زیادی پیدا کنم . در مورد اون اعتراضات شرمنده هستم که وجود من اسباب ناراحتی برایتان شده . میدانی برای خودمم کامنتهایی میگذارند که شرم و حیا و رعایت احترام حقوق دیگران اجازه نمیدهد آنها را منعکس کنم از توهین به خودم گرفته تا جد و ابادم و … نمیدانی وقتی این کامنتها را میخوانم چند روز غمگین هستم . راستی در پست بعدی مطلبی از آقای دکتر بهنام اوحدی دکتر روانپزشک و سکسولوژی میگذارم که ایشان هم گفته اند : از کرنش و تسلیم در برابر خواست و اراده خداوند گریزی نیست

  29. زبل خان Says:

    من آپیدم…

  30. بهار Says:

    ببین من نگاه کردم اظهار فضلم هم توی کامنت دونی این پستت هست هم پست قبلی هم قبل تریش.حالا من سنگین شدم؟

    اینم واسه کامنت آخریت .ممنون

  31. بهرام Says:

    در جهان بینی های مدرن انسانها با هر گونه تفاوت جسمی فکری جسمی و جنسیتی با هم تفاوتی ندارند اما متاسفانه در این جا ما با سیستمهای کهنه و پوسیده فکر میکنیم

  32. سایه Says:

    سلام
    این قالب وبلاگت خیلی قشنگ تر از قبلیه
    مبارک باشه
    واینکه دقیقا منم فکر میکنم چون توی جامعه ما به این افراد اهمیت داده نمیشه
    مام طرز رفتار صحیح باهاشونو اصلا بلد نیستیم
    ووسه همینم همش از سر دلسوزی کمکشون میکنیم
    این مشکلات تو جامعه ما ریشه ای است
    خشت اول چون نهد معمار کج تا ثریا می رود دیوار…

  33. تنها Says:

    If we could start over
    آپم. وبلاگ را براي حضورت گلباران كردم نازنينم.

  34. تنها Says:

    بازم نشد. ببينم من خنگ فقط اين مشكل و دارم يا كس ديگه اي هم اينجوريه؟ چرا فقط اين پست جديدت باز نميشه.

  35. آس خشت Says:

    سلام… پستتون باز نمی شه…

  36. آس خشت Says:

    کاملا واقعیه … 🙂 در واقع داستان زندگی خود منه …
    راستی پست جدیدتون همچنان باز نمیشه …

  37. تنها Says:

    با مطلب » ميبخشيد چشم هاى شما اوقات فراغت خود را چگونه ميگذرانند؟؟! » آپم. اگر تمايل داشتيد تشريف بياريد. وبلاگ را براى حضورتان گلباران كردم.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: