چرا باید بخندم؟


این روزا زیاد حال و روز خوبی ندارم.حس میکنم اگه چیزی نگم و چیزی ننویسم بهتره . کلا» دپرس شدم و مغزم هنگ کرده . حدودا» یکماه پیش بعد از صحبت و همفکری با چند نفر از دوستان , تصمیم گرفتم یه وب در خصوص مسایل تاریخی درست کنم اما هنوز حتی حوصله نکردم یه پست درست و حسابی توش بذارم.

تا اینکه بعد از نوشتن چند پست آخر بعضی از دوستان محترم منو متهم به ناامیدی و بدبینی کردن.بعضیا گفتن تو چرا مثه دیگران خاطره و مطالب بامزه نمی نویسی. بعضیا گفتن تو چرا به همه چیز پشت کردی ووو…پس بزارین یه خاطره براتون بگم تا شاید بهتر نوشته های منو متوجه بشین:

– یه دختر سه ساله دارم که بلافاصله بعد از تولدش دکترا متوجه شدن که یکی از رگ های قلبش 80% گرفتگی داره و یه تیکه گوشت اضافه هم جلوی یکی از دریچه های قلبش رو گرفته. خلاصه دکتر بازی ما از همون اول شروع شد . بهترین دکترای ایران و حتی خارج از کشور اونو دیدن و قرار شد سنش که به سه سالگی رسید اونو عمل کنن(چطور گذشتن این سه سال رو فقط کسایی که خودشون بچه دارن میفهمن).

از حدود 6ماه پیش تا الان دو بار عمل باز قلب روش انجام شده و حالا مشکلش تا حدودی برطرف شده اما هر ماه باید برای چک شدن به تهران بره.

توی این مدت دوست و دشمن ها کاملا» مشخص شد و خدارا شکر همه خودشون رو کنار کشیدن.آخه پای پول در میان بود.تا شاید نکنه من بهشون بگم شما هم یه طرف قضیه رو بهم کمک کنین.سرتون رو درد نیارم با هر قرض و پول سودی گرفتن که بود همه ی هزینه ها رو تهیه کردم.40میلیون شاید برای بعضی ها مبلغی نباشه اما برا من خیلی خیلی زیاد بود.به هر ارگان و اداره و نهادی هم که رفتیم ؛ نتیجه ای نداشت.بیمه تامین اجتماعی لطف کرد از این مبلغ فقط پانصدهزار تومنش رو داد!!!حالا منم و یه دنیا نزول خور محترم!این از پول

این مدت که فشارها از همه طرف روی دوشم بود , نزدیک ترین کسم  هم کم آورد.اونم خودشو کنار کشیده و راحت برا خودش صفا میکنه.این وسط علی مونده و حوضش.من موندم این سردرد میگرن لعنتی که دمار از روزگارم درآورده.

زندگی من فقط شده صبح رفتن سر کار و شب خونه و لالا.وسلام.نه تفریح نه مسافرت نه مهمانی نه هیچ چیز دیگه.نه اینکه من اینا رو نخوام نه ؛ کسی نمونده , همراهی و همسفری نمونده , شریک روزای تلخ و شیرینی نمونده.

خوب حالا شما این زندگی یکنواخت , این وضع اطرافیان , این وضع زندگی مشترک , مسایل اقتصادی , مشکلات بچه ای که از من دورش کردن ووو… همه ی اینا رو ببینید و قضاوت کنید.

حالا من چه خاطره ی خوب و بامزه ای دارم که تعریف کنم ؟ از چی و کی باید راضی باشم و انتقاد نکنم؟ به کدوم زاویه ی روشن دور و برم نگاه کنم و از گل و بلبل بگم و بنویسم؟ به چی و چرا باید بخندم؟شما بگین به چی….




Advertisements

57 پاسخ to “چرا باید بخندم؟”

  1. هلی Says:

    سلام عزیزم….واقعا متاسف شدم….فقط چون تازه باوبت آشنا شدم هنوزنمی دونم شماآقاهستی یا خانوم؟!!
    دیگه اینکه آدما تومشکلات هست که خودشونو نشون می دن واگه می گی الان تنها شدی و همه دورتو خالی کردن به نظرم اینجوری بهتره تااینکه یه عمرباکسایی درارتباط باشی که همه چیووانمود می کنند….امیدوارم دخترکوچولوت بهتروبهتربشه وراستی یادت نره یه عالم دوستای وبلاگی داری…خاطره وچیزای بامزه نوشتن هم حدی داره…مگه آدم چقدرخاطره می تونه داشته باشه؟!!راستی….بروزم

  2. the man who never smile Says:

    سلام
    میدونی
    نمیخوام حرفی بزنم که بگن داره کفر میگه
    ولی
    ولی
    من میگم هیچ عدلی در هیچ کجای جهان برپا نیست
    خیالتم تخت
    میدونی
    کسی که مشکل داشته باشه همیشه و لحظه به لحظه به مشکلاتش اضافه میشه ولی کسی که ذاتا مشکل نداره یا مشکل براش پیش نمیاد تا آخر عمر عین آمار کیفش کوکه
    مشکل هم همینه
    تازه مشکل دیگه
    در این مملکت اسلامی زندگی میکنیم برای کار کردن نه کار برای زندگی
    مثلا هم داریم تو مملکت دینی زندگی میکنیم
    بر روح پدرشون لعنت
    مسخره هرچیزی رو در آوردن

    با آرزوی سلامتی برای دختر کوچولو و امید به روزهایی بهتر از این روزها
    فعلا
    شادزی

  3. بهرام Says:

    واقعا جا خوردم وقتی این قضیه رو خوندم. حق هم داری که نخندی. برای دختر کوچیکت آرزوی سلامتی می کنم.

  4. تنها Says:

    دوست خوبم. مشکلتو و احساستو درک میکنم. میدونم چقدر مشکله با یک همچین شرایطی کنار اومدن. دعا میکنم دختر کوچولوت سلامتیشو زودتر بدست بیاره و خودت هم به آرامش برسی. شما آزادی که هرچی که دوست داری بنویسی و هرکس که احساس ناراحتی میکنه مجبور نیست بیاد نظر بده و انتقاد کنه و بگه طنز بنویس. به من هم انتقاد میشه. بهترین کار تاینه که هرچی آرومت میکنه همونو انجام بدی.

  5. سیمین (امید) Says:

    من علتی برای خندیدنت دارم
    بخاطر دخترت!!!!! چی از اون مهمتر بخاطر اونم که شده باید امید باشی نه ناامیدی خدا خیلی بزرگه برای خندیدنش باید بخندی، برای خوب شدنش، برای نفس کشیدنش باید به این فکر کنی که چی از سلامتی اون مهمتر قرض داده میشه و مشکلات مالی هم حل شدنیه من بچه ندارم اما عزیز بودنشو و حس عشق ورزیدن بهشو درک می کنم
    مهم نیست که دیگران چی میگن این مهمه که تو چی می خوای بگی چی باید بگی
    ماه مبارک نزدیکه پیشاپیش فرا رسیدن این ماهو تبریک میگم
    برمیگردم

  6. یه پسر جوون Says:

    واقعا آدم سختی های دیگران رو که میبینه درد و مرض خودش یادش میره
    این پسره جوون رفته یه آزمایش خون داده و هنوز جوابش نیومده بهش گفتن فلان بیماری خفیفی رو داری کلی خورده بود تو پرش با اینکه خیلی هم مشکل ساز نیست اونوقت بعضیا با این همه مشکلات …
    نمیدونم والله
    برای خودت و دختر کوچولوت آرزوی سلامتی و لبخند دارم

  7. دختر با غيرت Says:

    سلام
    نميدونم چي بگم…وقتي داشتم پستاي قبليتو مي خوندم اصلن فكر نمي كردم يه همچين مشكلي داشته باشي.
    ولي بدون خدا هيچكدوم از بنده هاشو فراموش نميكنه ميدونم از اين حرفاي اميدوار كننده زياد شنيدي ولي تنها كاري كه مي تونم بكنم اينه كه واسه سلامتيش دعا كنم كه مطمئن باش دريغ نميكنم.
    راستي اپم اگه وقت كردي بيا!

  8. س م آ Says:

    خیلی از اتفاق هایی که برامون میفته و ناخوشایند هستند، چیزی پشتشه که ما خبر نداریم. انسان ها به نفع و ضرر خودشون آگاه نیستند.
    بهترین راه تلاش کردن و بعد توکل به خداست.
    فقط با یاد خدا و امید داشتن به اونه که دل آدم آروم میگیره.
    نگران پول و زندگی مشترک و دختر کوچولوت نباش. همه چی به مرور زمان حل میشه.
    شما یه عالمه دوست اینترنتی دارین که اگه بخوان براتون دعا کنن، کلی خوش به حالتون میشه.
    پس نگران نباشین.

  9. آس خشت Says:

    واقعا نمی دونم چی بگم… خیلی متاسف شدم… می دونید خیلی از آدم ها بدون اینکه از درون ما و مشکلاتی که از روی صبر و فروتنی به زبون آورده نمیشه خبر داشته باشند از ما توقع دارند و برای ما نسخه می پیچند و انتقاد می کنند…

    امیدوارم هرچه زودنر دخترتون سلامتیش رو به دست بیاره…

  10. سایه Says:

    سلام
    اینم یه جور امتحانه دیگه!!!
    فقط نباید ناامید شد
    من از صمیم قلب براتون دعا میکنم
    هم برای شما هم برای سلامتی دختر گلتون:)))

  11. شهره Says:

    يعني خانمتون هم رفته ؟! آخه چرا؟
    مي دونم خيلي سخته اخه يه مدت بي پولي سراغ من هم اومد ولي خدا رو شكر به خير گذشت ايشالله درست ميشه …
    زياد سخت نگير آقا رامين

  12. تي تي Says:

    نميدونم چي بايد بگم. اين مدتي كه خواننده اينجا بودم تصور اين گرفتاري و مشكلات رو نداشتم و حالا خيلي متاثر شدم. به هر حال اميدوارم زندگي اگه روي خوشي داره اونم بهت نشون بده

  13. میرزا Says:

    میرزا طنز کارم…با اپ جدید از اردوگاه بی خردان امده ام…..

  14. بهار Says:

    وایییییییی من امروز که اومدم میخواستم همه اینارو بهت بگم ولی بعد به خودم گفتم تو توی وبت هرچی خواستی بنویس بذار بقیه هم توی وبشون هرچی خواستن بنویسن.
    نزدیک ترین کست کم آورد منظورت همسرت بود؟تنهات گذاشته؟
    من به خودم اجازه اظهار نظر تو این موردو نمیدم ولی این چیزیه که خودم بهش رسیدم که آدم هرچقدر هم که مشکلات و گرفتاری داشته باشه وقتی در مورد چیزای ناخوشایند فکر کنه یا بنویسه اون ناراحتی ها براش سنگین تر میشن.اتفاقی که چند هفته پیش داشت برا خودم میفتاد ولی خودم رو زدم به در بی خیالی.یادته بهت گفتم که هرموقع پستات چیزی غیر از مسائل سیاسی و اجتماعی بود میام؟برا همین اینو گفته بودم.
    اینارو هم از روی خوشی نمی گم خودم همه چیزایی رو که نوشتی توی ورژن ضعیف شدش تجربه کردم.من همسر نداشتم که بدونم چه حسی داره وقتی پشتتو خالی میکنه ولی توی بدترین شرایط روحی و جسمی دوستم با اون همه ادعای مرامش پشتمو خالی کرد و منو تنها گذاشت.بخاطر عملی که کردم مجبور شدم ماشین و خیلی چیزای دیگمو از دست بدم(16 میلیون خرج عملم شد)دردش هنوز ولم نکرده و…..
    شاید یکم مسخره به نظر بیاد اگه بگم دلتو خوش کن به روزای خوش آینده چون این اتفاق ممکنه خیلی دیر بیفته.زندگی سریالای آبکی ایرانی نیست که همیشه پایان خوشی داشته باشه.ولی دنبال یه راه گریز باش از این وضعیت روی کسی هم حساب نکن ،مطمئن باش کسی نیست.فقط خودتی و خدای خودت همین

    راستی اگه یکم وقت زیاد آوردین قالب عوض کنید واسه تنوع بد نیست میگن خوبه

  15. تبسم Says:

    واقن متاسفم ولی نباید ناامید بود شعار نمیدم تو الان به جاش یه بچه ی سالم داری

  16. زبل خان Says:

    ..چقدر دیر اومدم..

    قالب جدید مبارک…

  17. زبل خان Says:

    من که گفتم..منی که هیچ حس خاصی به دنیاتون ونونو ندارم….وقتی دیدمش باورم نمیشد…خیلی نمک داره خیلی مظلومه…….نمی دونم چه جوری احساساتم رو بنویسم…

    ولی شاید خانومتون دلیلی دارن..نمی دونید که تو دلشون چه آتیشیه…

  18. همان بوی خسته.میلاد Says:

    سلام

    (و قطعا خداوند صابرین را دوست دارد…)

    برای شفای دخترتون از صمیم قلب دعا میکنم

  19. زبل خان Says:

    یه چیز بگم….این حرف خیلی مزخرفه که کسی که همدردی کنه ..درد طرف کمتر میشه..

    توی بیمارستان هم بیمارن ولی تو بخش اطفال آدم باید خون گریه کنه..بچه 20 روزه ای که سرطان خون داره….بچه 3 ساله ای که به خاطر سرطان استخوان سر شیمی درمانی کردنش یا قطع پاش پدرومادرش به توافق نمی رسن…بچه 2 ساله ای که شبش خوبه ولی وسط شب ایست وتمام…

    آدم بزرگا دلسوزی ندارن ولی بچه ها خیلی دلسوزی دارن…

  20. زبل خان Says:

    خوشحالم از اینکه بهم اعتماد کردید و بهم گفته بودید قضیه دنیا خانومتونو….

  21. نگار Says:

    چیزی که میخوام بگم رو همه گفتن
    نگران نباشین خدا بزرگه

  22. ثلج Says:

    آفرین به این همه قدرت که تو هیچ کدوم از پست های قبلیت حتی حدس داشتن این مشکلات به ذهن من و مطمئنا هیچ کدوم از دوستان نرسیده بود. بهت تبریک میگم به خاطر این همه صبر و استقامت.
    تو آدم خوش شانسی هستی چون این مشکلات باعث شده خوب اطرافیانتون رو بشناسین. مطمئن هستم این مشکلات حل خواهند شد. این رو بهتون قول میدم. سختی و مشکل مثل چاه کنی هست که دلتون رو می کنه و جا رو برای گرفتن خوشی ها باز می کنه. حالا سختی هر قدر بیشتر گنجایش خوشی هم بیشتر. اون موقعی که خوشی می خواد برسه می دونین که با کیا باید شریک شین.
    در مورد دخترتون هم باید بگم براش دعا می کنم و همه ی دوستانی که اینجا هستن هم دعا می کنن.
    ولی در مورد پولی که کمک گرفتین یعنی ربا خیلی نگرانم برای پس دادنش. کاش کاری از دستم بر می اومد.
    در هر حال برای خودت حل مشکلاتت و برای اون عروسک 3 ساله ی خوشگلت دعا می کنم. از طرف من ببوسش

  23. سمیرا Says:

    ان شا الله مشکلت حل می شه .زیاد سخت نگیر

  24. دینا Says:

    اول متن رو که خوندم میخواستم براتون بزنم که شما دیگه دپرس نشو و نزار برو! اما ادامه متنتون رو که خوندم قلبم خیلی بیشتر از اون چیزی که فکر کنید فشرده شد. شاید چون خودم عاشق بچه هام! یا اینکه چون الان تو خونمون یه بچه دو ساله زندگی میکنه! یا اینکه چندین بار با یه بچه حال خراب رو به رو شدم…
    دشمنت رو که واگذار کنید به خدا که خوب بلده به موقعش جوابشون رو بده. صبر کنید و تماشا کنید.
    باید بگم کار خوبی نکردی که نزول کردی اما نمیدونم اگر خودم تو اون شرایط بودم و بچه ام تو اون حال بود شاید کار بدتر از اون هم میکردم که نگهش دارم!
    فقط میتونم از خدا بخوام که آرامش رو به زندگیتون برگردونه 🙂
    الا بذکرالله تطمئن القلوب.

  25. rohollah Says:

    سلام
    واقعا متاسف شدم
    نمي دونم چي بايد بگم
    شايد بهتر باشه شما باهاش صحبت كنين
    ببينين چرا عوض شده ، شايد بريده شايد مشكل رواني پيش اومده
    براش(بعد از تحمل سه سال اضطراب و استرس)
    شما كه مرد هستين و داراي روحيه محكمتر،الان بريدين
    همسرتون كه زنه و بالطبع روحيه حساس تري داره
    شايد اينقدر براي بچه مايه گذاشتين كه مادر بچه فراموشتون شده
    بچه تون كه ايشا.. بزرگ شد ميره پي زندگي خودش
    اين همسره كه براتون ميمونه پس بيشتر از بچه بهش اهميت بدين

    پ.ن
    چون شمارو ميشناسم اين حرفا رو به شما ميگم
    همسرتون هم اگه دوستاي خوبي داشته باشه حتما بهش
    ميگن كه نبايد تو رو در اين شرايط تنها بزاره

    اميدوارم مشكلاتتون به زودي زود حل بشه
    و شادي و عشق و محبت برگرده به محيط خونه تون

  26. سمر Says:

    سلام..مرسی..نخندیدن خب….

  27. خانوم حنا Says:

    توشرایطی که برای شما پیش اومده بیشتر از درد مالی … درداحساسی که آزاردهنده است … من نفهمیدم که چراخانومتون ترکتون کرده … چقدر سخته که روکسی برای پایان راه حساب کنی و نیمه های راه تنهابشی … نمی دونم باچه اسمی خطابتون کنم ولی آرزو می کنم که مشکلات عاطفیتون قبل از مشکلات مالیتون برطرف بشه و روزای قشنگی رو اینجابنویسین .. توکل …توکل …توکل

  28. سمر Says:

    منظورم این بودکه نخندین!

  29. سمر Says:

    یه چیزه دیگه…توکل به خدارو فراموش نکن…نمیخوام نصیحتو اینا کنماااا

  30. سمر Says:

    خدارو فراموش نکن…قصدم نصیحت کردن و اینا نیستااا

  31. سعید هومو Says:

    سلام دوست عزیزم . دلم خون شد اصلا تصور هم نمیکردم که دوست نازنییم چنین درد و مشکلی داره . ( خدایا ما بنده های محتاجت را تنها مگذار ) . درد درده فرقی نمکینه هر کسی با دردش میسوزه و میسازه اما گاهی درد انسان را از پا درمیاره و به قول شما هیچ چیزی باعث خنده اش نمیشه . اما به قول سیمین ( امید ) بخاطر اون فرشته کوچولو بخند و مطئن باش خدا یاورت هست . از ته ته ته قلبم برای دختر قشگنت دعا میکنم . آمین یا رب العالمین

  32. شهره Says:

    قالب نو مبارك

  33. تندیس Says:

    سلام زندگی با سختی هاش زیباست و زندگی کردن با تلاش برای غلبه بر مشکلات جلوه پیدا می کنه . جنگ تو با زندگی سر انجامش پیروزیه برای تو . پس بجنگ با امید پیروزی بر مشکلات

  34. کاوشگر Says:

    اگه قرار باشه هر کسی از خوشبختی حرف بزنه. باید منتظر کوهی از مشکلات بود که سرازیر میشه به طرفمون. باید صبور و مقاوم بود. دنیا محل زیستن موجوداتی است که قدرتمندند و کسی در این رقابت حرف اول را میزند که قدرتمند تر از دیگران باشد. به امید روزی که همه از زندگی لذت ببرند

  35. نیلوفر Says:

    متاسفم برای همه چیز…. برای این بی عدالتی… برای نامردیی که همسرت در حقت کرد… برای اتفاقی که برای دختر گلت افتاده… برای اینکه انگیزه و لذت زندگی ازت گرفته شده… کاش می تونستم کمک اساسی و جدیی بکنم و نیام اینجا همدردی کنم.

  36. X Says:

    دختر کوچولوتون الان کجاس خب؟ چرا میگی ازت دورش کردن؟ یعنی پیشت نیست؟ اون میتونست خودش یه دنیا امید باشه….حالش هم که خوب شده…بازم خدارو شکر.

    شاید یه روزی زندگی یه جای قشنگشو هم نشون تو بده… من خودم آدمی هستم که زود جلوی مشکلا کم میارم ولی توی بقیه دیدم که توی اوج بدبختی چه جوری امیدوار بودن و خوشبختی بعضی وقتا یهو به بعضیا رو میکنه…غصه نخور دیوونه جان….غصه نخور…

  37. دخترک تنها Says:

    ______@@@________@@_____@@@@@@@
    ________@@___________@@__@@@______@@
    ________@@____________@@@__________@@
    __________@@________________________@@
    ____@@@@@@_____آپ کردم __________@@
    __@@@@@@@@@__@@@@@@@_________@@
    __@@____________منتظر حضور گرمت_______@@
    _@@____________@@@@@@@@@@_____@@
    _@@____________ هستــــــــم ___@@@
    _@@@___________@@@@@@@______@@
    __@@@@__________@@@@__________@@
    ____@@@@@@_______________________@@
    _________@@_________________________@@
    ________@@___________@@___________@@
    ________@@@________@@@@@@@@@@@
    _________@@@_____@@@_@@@@@@@
    __________@@@@@@@
    ___________@@@@@_@
    ____________________@
    ____________________@
    _____________________@
    ______________________@
    ______________________@____@@@
    ______________@@@@__@__@_____@
    _____________@_______@@@___@@
    ________________@@@____@__@@
    _______________________@
    ______________________@
    ______________
    منتظرنظراتت هستم

  38. نگار Says:

    آپیدم…

  39. default Says:

    از پول نگو که مشکل بسیاری هاست
    این حرفو باید به سر دم داران حکومت اسما اسلامی زد

    خودشان دزدند که حال و روز من و تو اینچنین است
    کاش من داشتم و کمکت می کردم

  40. شمع سحر Says:

    باید صبور بود همین و همین دوست من.

  41. ناخنگیر Says:

    نمی دونم چی بگم!شوکه شدم ..و چندین و چندبار پست رو خوندم…من واقعا برای شرایط پیش اومده متاسفم..

  42. سمیه-روزها Says:

    سلام.متاسفم!خیلی متاسفم!
    کاش میتونستم کاری کنم!!!!!!

  43. کاوشگر Says:

    عزیزم شما را به عنوان اولین یار اینترنتی ام لینک کردم

  44. داداش محمد Says:

    «مردمان، مسافر کاروان مرگند، اما خود نمی دانند. مرگ، کاروان دار سفر زندگی است. کجاوه ثابت می نماید!

    دل شهرنشینان، پرستویی در قفس است، پرستو را با گرما عهدی است که هر بهار تازه می شود. وطن پرستو بهار است و اگر بهار، مهاجر است از پرستو مخواه که بماند. اما وطن مألوف پرستوی دل، فراسوی گرما و سرما و شمال و جنوب در ماوراست.

    اهل هجرت که کاروانیانند و کشتی نشستگان، خوب می دانند این خمودی که شهرنشینان را گرفته از چیست!»
    سلام داداش گلم
    شاید بگی خوب این چه ربطی داشت.
    راستش تو بخش نظراتای پستت تموم حرفای قشنگ رو دوستای خوبمون زدن
    من فقط اومدم یه چیزو بگم . دنیا طوری ساخته نشده که توش بخندی
    مخصوصا واسه افرادی مثل تو که خیلی از مشکلات رو میبینن.می فهمن و نمیتونن ساده از کنارشون رد بشن.بابا دست مریضاد
    تو وقتی از جهان سوم مینویسی . از ناتوانی جنسی مینویسی.از زن ایرانی مینویسی و… خیلی ها با خودشون میگن : ای بابا دلت خوشه ها .حالا همه مشکلات زندگیت حل شده و فقط همینا مونده؟
    ولی داداش گلم خدا اینجاست .تو همین نزدیکی .می دونم خیلی ازش خواستی ولی بازم بخواه .بخواه که مشکلاتت حل بشه .بخواه که بهترین ها رو برات بخواد
    و همیشه اینو بدون که: این نیز بگذرد
    همه برات دعا می کنیم مخصوصا تو این ماه رمضون

  45. جونده ی دانش Says:

    منم مثل خیلی های دیگه متاسفم و نمی دونم چی بگم از این اتفاقاتی که نباید برای کسی بیفته و برای شما افتاده
    برای آشناهایی که باید کنارتون باشند و نیستند….

  46. پسر بارانی (افشین) Says:

    ممنون از حضور سبزت دوست عزیزم

    امیدوارم حال و روزت بهتر بشه

  47. دریا Says:

    بایه پست جدیدبه نام سرطان آپم.

  48. زبل خان Says:

    خوشحالم که حالتون بهتره..چرا آدرستونو اشتباه گذاشتید؟؟؟؟اینو گذاشته بودید..http://kb.vov.ir….درستش کردم..

  49. موری Says:

    عجب روزگاریه…
    سگ توش!

  50. ييلاق ذهن Says:

    خيلي ناراحت شدم بهتره بگم اعصابم داغون شد فقط ميشه گفت توكلتون به خدا باشه و از اون انر‍ژي بگيرين

  51. نیلوفر Says:

    در مورد قانون جذب برای جذب پول باید بگم فقط فکر کردن بهش مهم نیست بلکه پیدا کردن راه پول در آوردن بیشتر هم مهمه. مثلا مازاد بر کاری که الان می کنی یه شغل دوم برای خودت درست کنی. چه می دونم ترجمه ی کتاب و چاپ اون یا باز کردن یه مغازه یا……
    توصیه می کنم کتاب یا تاکیداَ سی دی راز رو بگیری و ببینی. اون کاملا همه چیز رو باز می کنه برات.

  52. سیم سیمک Says:

    سلام

    پس شوهرت کجاست ؟!

    اون هم رفته پی خوشگذرونی ؟!

  53. بوبو Says:

    دوست عزیز درسته از این حرفای امید وار کننده ای که از اطرافیان شنیدی گوش ات رو پر کرده و هیچی مشکل پول رو حل نمیکنه ولی اینو بدون دختر کوچولوی سه ساله ی تو معصوم ه و مطمن باش خدا تورو نه تنها میذاره و نه تو مشکلاتت تورو لنگ میذاره.
    ببخشید که دیر اومدم
    عزادار بودم وگرنه توی این دنیای مجازی هم آدم دلش به خیلی ها خوشه که حرف امیدوار کننده بزنن و نا امیدت نکن و ای کاش که منم جزو اون گروه باشم که تو رو حرفاشون حساب کردی…
    امید وارم با همون اطمینانی که اینارو برات میگم تو هم بخونیشون و به این حرفام اطمینان داشته باشی.
    یکی از دعا های پدرم اینه:خدا دلی رو نا امید نکنه…
    به امید روزهای بهتر و دلی پر امید…

  54. نیلوفر Says:

    می بخشی این چند روزه درگیر کارای شرکت بودم.
    رفتم سراغ ساختن باکس گوگل ریدر. از اینکه می فهمم کی جدید آپ کرده جالبه برام. ولی add a clip to your site غیر فعاله و باز نمی شه. public هم کردمشا ولی جواب نمی ده. حالا چکار کنم؟؟؟؟؟

  55. تي تي Says:

    سلام با مطلبي به عنوان » قفسم نباش، خواهش ميكنم عزيز» به روزم

  56. شادی Says:

    سلام .متاسفم
    یچه خیلی عزیزه .درکتون میکنم

  57. کاملیا Says:

    همیشه آرزو می کردم تا اونقدر پول دار بودم که می تونستم به همه کمک کنم
    الان می دونم پول زیاد فساد می آره

    الان می دونم خدا بنده هاش رو امتحان می کنه و اونایی که بیشتر دوست داره سخت تر

    خوب شاید ساده تر بود اگه بچه رو موقع دنیا اومدن جلوی در بهزیستی می ذاشتین مثل تمام بچه هایی که توی شیرخوارگاه آمنه هستن و به خاطر معلولیتها و مشکلات مادرزادی از بدو تولد طرد شدن
    ولی شما چکار کردی؟ به نظر من از آزمایشات زیادی سربلند بیرون اومدی

    نجات دادن یه زندگی کم چیزی نیست
    شادی دیر یا زود با همه تفریحاتی که آروز شونو دارید زود سراغتون می آد

    بالاخره همممون ایوب رو خوب می شناسیم و می دونیم خدا به ازای صبرش چه پاداشی بهش داد، فقط نباید یادمون بره که ایوب هم انسان بود و از جنس ما

    شاد باشید و سلامت و التماس دعا

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: