ما می ترسیم

یه زمانی توی کشور ما بزرگ ترین گناه دروغ گفتن بود ؛ اما متاسفانه امروزه روز ما خیلی راحت دروغ میگیم.میدونید چرا؟ چون میترسیم.میترسیم راست بگیم.میترسیم با صداقت با دیگران حرف بزنیم.

معمولا همه مون تیوریسین های خوبی هستیم.برای همه چیز راه حل و راه کار داریم.اما فقط تا وقتی که در حد یه حرف باشه.اما وقت عمل که شده همه پا پس میکشیم؛آخه میترسیم

وقتی کسی بهمون ظلم میکنه یا حق مارو ضایع میکنه بدون هیچ اعتراضی خودمون رو کنار میکشیم یا اینکه در برابرش سکوت میکنیم.چون میترسیم.ما میترسیم از حق خودمون دفاع کنیم.

کشور و آینده مون رو هم  نابودکنن,مهم نیست.ما که جرات حرف زدن نداریم.ما میترسیم.

معمولا وقتی یه جایی یا توی مجلسی حرفی پیش بیاد ما اصلا نظرمون رو نمیگیم.یا اگه هم میگیم واقعیت رو نمیگیم.یعنی از بیان اعتقادمون واهمه داریم.میترسیم نظرمون رو بگیم.

اگه یه وقت کسی هم خواست بره توی خیابون حرفی بزنه ما نمیریم.آخه خطرناکه.میگیرنمون.بذار دیگران برن جلو.ما هم از دور فقط میشینیم و نگاه میکنیم.آخه ما میترسیم.

اصولا ما خیلی آدمای ترسویی هستیم.فکر نکنم مردم هیچ کشوری به اندازه ی ما ترسو باشن.اما تا کی؟ کی میخوایم ترسمون رو کنار بذاریم؟

Advertisements

3 پاسخ to “ما می ترسیم”

  1. سعید Says:

    میترسیم، خسته ایم، ناامیدیم، نادونیم و عقلمون نمیرسه که جولوتر از نوک دماغمونوببینیم. کی می خوایم عاقل بشیم و ترسمونو کنار بذاریم، حداقل من یکی که نمیدونم.

    پ.ن1: : آره، خیلی وقتا به ترس میگیم نجابت، به وقاحت و پر رویی و حق کشی میگیم زرنگ بودن، به اسم آبرو داری دروغ میگیم و دو رویی میکنیم،به اسم افشای حقیقت آبرو بری میکنیم و تهمت میزنیم، و به اسم انتقاد هر نظر مخالفی رو میکوبیم و به سخره میگیریم و …
    خوب که به همه ی اینا نگا میکنم میبینم همش از ترسه و استفاده نکردن از عقله.

    پ.ن2: خیـــــــــــــــــــــلی وقته که خبری ازت نبود، خوشحالم که برگشتی + سال نو مبارک.

  2. فرشته زمینی Says:

    چه عجب این وبلاگ اپ شد.حالتون بهتر شد؟

  3. toranjbanou Says:

    سلام دوست خوب من
    خوبی؟ با تاخیر سال نو رو بهت تبریک می گم. امیدوارم ببخشی برای دیر کردنم. امیدوارم سال 91 سال بسیار خوبی برات باشه و روزهای خوبی رو در سال جدید تا امروز گذرونده باشی و از این به بعد تجربه کنی.
    راست می گی…. همه مون دروغ می گیم. انگار با خودمون هم رودربایستی داریم.. انگار از همه چیزمی ترسیم… مگه دیگه چیزی هم برامون مونده که به حرمتش دروغ نگیم؟ از طرفی گاهی فکر می کنم مگه چیزی هم برامون مونده که برای از دست دادنش می ترسیم؟
    نمی دونم… واقعا نمی دونم….

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: