Archive for the ‘ایران امروز’ Category

فیلترمون نکنید

2012/05/10

با پوزش از اهالی محترم ادب باید عرض کنم  نمیدونم این چه کرمیه که هروقت میام نت و نوشته های دیگران رو میخونم میوفته توی کل تنم و اینقدر میلوله و خودشو به ذره ذره تنم میماله تا بلاخره یه جوری از خجالتش درمیام و دفعش میکنم  اما انگار اینبار دیگه ول کن معامله نیست. میدونم حتما میگین ننوشت ننوشت حالا هم که نوشت داره حرف از کرم و مالیدن و این چیزا میزنه.ببخشید .پست اوله. سخت نگیرید.درست میشم  .

بعد از مدت ها باز دیوونه شدم تا بنویسم. هرچند میدونم تا سرم بر باد نره از دست نوشتن بر  نمیدارم. بعد از یکسال و  ده  ماه  که توی ترک بودم بلاخره دوباره لغزش کردم و از مرکز بازپروری معتادین وب فراری  شدم و باز شروع کردم.الان هم  دربه در دنبالمن تا برم گردونن.

یکی از مهمترین چیزایی که  باعث شد دوباره دست به قلم  بشم این بود که در همه جای نت فیلتر حرف اول و  آخر رو میزنه.برای همین گفتم بهتره این کلمه  منحوس رو ترجمه  کنم  تا خودمو یک قدم به چوبه دار و شیشه نوشابه و باتوم  و …   نزدیکتر کنم.

آقای من و خانوم من؛ فیلتر در یه کلمه یعنی تو باید فقط اون چیزی رو که من (منظور از من در این  پست شخص یا ارگانیه که فیلتر میکنه یا دستور فیلتر رو میده ) صلاح میدونم رو بفهمی و بخونی و  ببینی. غیر از این هم خلافه و مجازات داره!!!

یعنی شما خودت  تجربه و فهم  و دانش اونو نداری که بتونی تشخیص بدی چی برات خوبه یا بده و من بهت  میگم باید از کدوم میسر بری و حرف  کی رو بخونی و حرف کی رو نخونی!!!

حالا شما کلی درس  خوندی.  کلی توی زندگی  تجربه  بدست آوردی. از عقلت همیشه به نحو  احسن  استفاده  کردی.  همیشه مسایل رو میسنجی و  بالا پایین  میکنی و بعد انتخاب میکنی.  اما اینا هیچ کدوم ملاک نیست.چرا؟ چون  شما نمیفهمی ! قدرت تشخیص خوب و بد از هم رو نداری.یعنی من باید دستت رو  بگیرم  تا زمین  نخوری و  بهت  بگم  راه  کدومه  و چاه  کدوم  !!!  اصلا  یک کلمه.بقول وکلا و قضات محترم ، شما حکم صغیر رو داری  و حتما نیاز به یه سرپرست و ولی داری.

بی احترامی  نباشه  اما فیلتر کردن یه جامعه مصادیق زیادی داره .مثلا یه جاهایی حکم  گوسفند رو  داری که یه نفر دیگه بهت مسیر رو  میده که کجا بری و  کجا نری.  یه جاهایی حکم  طفل رو داری که  نه نه بابا میخوای که بالا  سرت باشن. یه جاهایی هم حکم زندونی رو داری که زندان بان برات تصمیم میگیره کدوم سلول بری و یا نری.در کل هرجا گفتن باید کور  بشی نبینی و هرجا هم که گفتن کر شی نشنوی.اگه هم غیر از اینباشی مثل فیلتر سیگار زیر پاهاشون لهت میکنن(عجب پست پر فیلتری شدا)

حالا شاید بعضی ها بگن یه سری سایت ها هستن که  بدلیل مسایل اخلاقی یا بی  احترامی به اعتقادات یا ترویج  فساد ووو باید فیلتر بشن.اما من فکر میکنم  این  مساله درتضاد  کامل  با دموکراسیه(چی گفتم؟خودمم  هم تعجب کردم  که این کلمه قلمبه  سلمبه  چطوری توی دهنم چرخید و  گفتمش).آره  خلاصه که آدم  باید  اونقدر آزادی داشته باشه که بتونه  انتخاب کنه.اگه  سایتی هست که از اون کارای بدبد که گفتم رو ترویج میکنه  مجبور  نیستیم  بخونیمش.آقاجون  کسی  تفنگ  زیر  شقیقه  مبارکمون  نذاشته که بریم سایتای آنچنانی که!!!  دروغ میگم؟؟؟ نه ،  نه جون  دیوونه دروغ میگم؟؟؟

درسته و منم قبول دارم که یه سری چیزا هست که ذهن رو خراب میکنه.اما بجای اینکه بیایم درش رو تخته  کنیم یا روش رو با یه  چیزی بپوشونیم بهتره اطلاع رسانی و فرهنگ سازی کنیم که  مثلا فلان مساله جیزه و نباید رفت طرفش.نه اینکه  سر مردم رو به  زور مثل کبک  زیر برف فرو برد.

حالا مثلا با فیلتر شدن سایت های  نادرست  دیگه خواننده ها و دنبال کننده  هاش نمیرن و نمیتونن بهش دسترسی داشته باشن.بخدا میتونن.اینجوری حتی یه عده هم کنجکاو  میشن که  اونجا چه  خبر بوده  که فیلتر  شده.پس میرن هرطوری هست بازش میکنن و  فیض کامل  رو میبرن.

یه جمله ، خلاصه و لپ کلام: جون مادرتون ؛ جون باباتون فیلترمون نکنید.

پ.ن 1 : ممنونم از دوستانی که این مدت دورا دور جویای حال من بودن.

پ.ن 2 اگه دوست داشتین آدرس این وبلاگ قدیمیم رو هم یه گوشه کناری نگه دارید شاید یه روزی بدرد خورد.

http://veto.blogfa.com

http://yedivoneh.blogfa.com

Advertisements

کتک خور هندی

2010/07/24

چه روزای خوبی داریم.باور نمیکنید؟ پس یه سر برید توی خیابون و یه نگاهی به قیافه ها و حال و روز مردم بندازید.اصلا چرا برید راه دور و به خودتون زحمت بدید؛ یه نگاه به حال روز خانواده خودتون یا جیب های اکثرا» خالی تون بندازید تا بهتر متوجه بشید چه خبره و من چی میگم.

معمولا توی فیلم های هندی یه سری افراد هستن که از اول تا آخر فیلم از هنرپیشه اصلی کتک میخورن؛ یا بقولی بعنوان کتک خور استخدام شدن تا برای نشون دادن قدرت خارق العاده هنرپیشه اصلی فقط و فقط کتک بخورن.

حال و روز مردم ما هم این روزا شده مثل هنرپیشه های هندی.البته از نوع کتک خورشون.چپ و راست هرکی میرسه یکی میزنه و مره. هرکی یه خورده قدرت دستش باشه حالا چه خارجی یا ایرانی یه عرض اندامی میکنه و تا میتونه میزنه.ما هم که اصولا کتک خورمون ملس ملسه و صدامون هم در نمیاد.البته کتک خورهای هندی از ما هم بهترن ؛ چون لااقل اونا بابت کتکی که میخورن یه پولی گیرشون میاد اما ما کتک که میخوریم هیچ , تازه اگه هم بخوایم کوچکتریم اعتراضی هم بکنیم هزارتا انگ معارض و مفسد ووو رو هم بهمون میچسپونن.

توی این سالها هرکی هرکاری دلش خواست باهامون کرد.هر حقی داشتیم و نداشتیم رو ازمون گرفت ؛ هر حرفی دلش خواست بهمون زد ؛ کتک مون زد و شکن_جه مون کرد و ما مثل بچه های خوب فقط سرمون رو پایین انداختیم و نگاه کردیم و دم نزدیم.

چه مردم خوبی هستیم ما. ساکت , سربزیر , رام , بساز , توسری خور!!!باور کنید اکثر رهبرای دنیا آرزوی داشتن مردم ساکت و توسری خوری مثل ما رو دارن.

واقعا جایگاه ما کجاست؟همینه که الان توش هستیم؟ تا حالا شده از خودمون بپرسیم تاکی؟ تا کی میخوایم توسری خور این و اون باشیم؟ تاکی میخوایم از کتک خورهای هندی هم کمتر باشیم؟

یادداشت: از همه تون عذر میخوام که نمیتونم بهتون سر بزنم.راستش سیستمم رو باید کلا عوض کنم.با شرایط خوب اقتصادی الان هم یه مقدار سخت شده.این نوشته رو هم از کافی نت بروز کردم.

عشق یا هدفی بالاتر

2010/06/10

یه وقتایی توی روزنامه میخونیم که یه نفر بخاطر اینکه کسی که دوستش داشته رفته با یکی دیگه , اونو کشته . یعنی از عشق و علاقه زیاد نتونسته ببینه کسی که دوستش داره با یکی دیگه باشه.

یه وقتایی مجبور بخاطر اینکه به کسی که دوستش داری , آسیب نرسونی , یه جورایی اونو از خودت دور کنی.حالا به روش های مختلف ؛ یعنی یا بهش دورغ بگی یا کاری کنی که اون دوست نداره ؛ بلاخره یه کاری کنی اون ازت بدش بیاد و ازت دور بشه.

تو پیش خودت داری این کار رو بخاطر این انجام میدی که طرفی که دوستش داری و حاضری براش بمیری , آسیبی بهش نرسه یا با تو اذیت نشه اما اون طرف چون اینو نمیدونه و قرار هم نیست که بدونه از تو بدش میاد و شاید هم متنفر بشه.اما تو مجبوری تحمل کنی و دم نزنی ؛ چون اون طرفو خیلی خیلی دوست داری.

اینا یعنی اگه عاشقی یا ادعا میکنی عاشق کسی هستی , باید بتونی اگه پاش افتاد بخاطر عشق و علاقه ات پا روی خودت و خواسته هات بذاری.حالا این علاقه و عشق ترجیحا نباید به یک انسان باشه.یه وقتایی برای رسیدن و نیل به یه آرمان یا یه آرزو باید از خیلی چیزها گذشت.

کلا» هیچی مجانی و مفتی بدست نمیاد.هر چیزی بهایی داره که باید برای رسیدن بهش تلاش کرد و یا حتی از خود گذشت.حالا ممکنه خیلی وقتا هم این ازخودگذشتی برای خود اون طرف سود و بهره ای نداشته باشه اما اثرات اون در آینده و برای آیندگان باشه.

آره , اینم یه نوع عشقه . اینکه برای رسیدن به یه چیزی از خودت بگذری . همه چیزت رو بگیری کف دستت و خالصانه از خیلی چیزا بگذری تا به نقطه ی اوج که توی ذهنت برا خودت ترسیم کردی برسی.

خیلی وقته ما ایرونی ها اینو فراموش کردیم.اینکه باید برای بدست آوردن و رسیدن به هرچیزی که میخوایم تلاش کنیم و حتی یه وقتایی هم تاوان سنگینی براش بدیم.اما فکر نمیکنید ارزشش رو داره.حتی اگه موفق نشی پیش خودت خیالت راحته که لااقل تلاش خودتو کردی و همه جوره مایه گذاشتی.اما آیا با نشستن سر جای خودمون و آرزو کردن میتونیم به چیزی برسیم؟

آخه چرا برداشت ما از عشق فقط این شده که باید یه جنس مخالف رو دوست داشته باشیم؟

پس تمرین کنیم . تمرین کنیم که یه وقتایی باید از خود برای رسیدن به یه هدف بالاتر گذشت.

یادداشت1: خودمم نفهمیدم چطوری اینا رو بهم ربط دادم , پس شما هم تعجب نکنید و نپرسید.

یادداشت2:کامنتدونی قالب جدید در اول هر پست (سمت چپ عنوان  پست) میباشد.(با پوزش از این توصیح شاید بی مورد و تکراری)

معنی عید!!!

2010/03/11

خیلی وقتا با خودم فکر میکنم , واقعا خوشبحال بچه ها ؛ خوشبحال اونایی که سرشون رو مثل کبک توی زمین کردن و از هیچ کس و هیچ چیز خبر ندارن ؛ خوشبحال دیوونه ها . اونا همه توی دنیای خودشون سیر میکنن و از دنیای سیاه و پر از دروغ و فریب و بی عدالتی ما خبر ندارن.اصلا براشون فرق نمیکنه که خارج از دنیای خیالی اونا چه اتفاقاتی داره میفته . توی روزگاری داریم زندگی میکنیم که حتی دونستن هم درده . یعنی هرچی بیشتر بدونی , بیشتر عذاب میکشی , بیشتر حرص میخوری و بیشتر دلت میسوزه .

یه سال دیگه گذشت و در آستانه سال جدید هستیم. یه سال دیگه گذشت بدون هیچ حرکت روبه جلو و هیچ پیشرفتی و بدون هیچگونه بهبودی رو اوضاع و شرایط زندگی مردم.

در همچین روزایی طبیعتا همه باید شاد و خوشحال باشن و مشغول خرید و خونه تکونی و در کل انجام رسومات معمول در میون خانواده های ایرونی.اما متاسفانه واقعیت امر این نیست؛ یا حداقل برای درصد بالایی از خانواده ها این موضوع صدق پیدا نمیکنه.

سال به سال مردم دیگه اون ذوق و شوق و اون شور و حرارت و تازگی رو در روزهای عید ندارن. چرا که تمام فکر و ذکر اونا باید این باشه که آیا توان مالی اونو دارن که برای استراحت و تفریح به یه مسافرت برن . آیا میتونن از پس هزینه های پذیرایی از مهموناشون برآن . آیا میتونن یه دست لباس نو برای خودشون و خانواده شون تهیه کنن.

اینا شده دغدغه های مردم در روزها نزدیک به عید . حالا جالب اینه که امسال هم یه دغدغه جدید به گرفتاری های گذشته اضافه شده . امسال همه دارن فکر میکنن که سال آینده با حذف یارانه ها , گرانی و تورم چه پوستی قراره از اقشار کم درآمد و متوسط جامعه دربیاره.

با اینهمه گرفتاری و مشکلات دیگه سال جدید و عید چه معنی و مفهومی میتونه برای ما داشته باشه ؟

میراث شوم

2010/02/18

یه وقتایی که به حال و روز امروزمون فکر میکنیم , حس میکنیم که خیلی بهمون ظلم شده و مظلوم واقع شدیم؛ و اسم خودمون رو میذاریم نسل سوخته . اما اگه درست به قضایا فکر کنیم به این نتیجه میرسیم که از ما مظلوم تر و بی گناه تر هم هست. نسل آینده . نسل آینده ما مسلما» شرایط و حال و روز خیلی بدتری رو تجربه خواهند کرد. چیزایی رو باید تحمل کنن و ارثیه ای رو از ما بتحویل گیرن که هیچ نقشی در بوجود اومدنش نداشتن.پس شاید اگه از این زاویه به مسایل نگاه کنیم به این نتیجه منطقی برسیم که اونا خیلی بدتر و گرفتارتر از ما خواهند بود.

مسلما» نمیشه به این مساله بی تفاوت بود و سرسری از کنارش گذشت ؛ چرا که نسل آینده آدمایی نیستن که بخوان از یه سیاره ی دیگه بیان و با ما غریبه باشن. نسل آینده بچه های خود ما خواهند بود که باید توی خرابه ای زندگی کنن که ما براشون به یادگار گذاشتیم و باید کمبودها و عقب موندگی هایی رو جبران کنن که تا حد زیادی مقصر بوجود اومدنشون ما بودیم.

واقعا مایه خجالت و سرافکندگی برای ماست اگه بخوایم همچین میراث شومی رو بهشون تحویل بدیم. مطمئنا نه اونا و نه تاریخ , ما رو بخاطر اینهمه کم کاری و بی توجهی نمی بخشن.چرا که هنوز هیچ چیزی نداریم که در آینده بهش افتخار کنیم .

ما چه توجیهی میتونیم برای این میراث شوم برای نسل بعد از خودمون داشته باشیم؟واقعا «چی میخوایم بگیم ؟ میخوایم بگیم نفت و گاز و  انواع و اقسام معادن و پسته و فرش و هزار نمونه داشته های طبیعی و غیر طبیعی داشتیم اما نتونستیم ازشون درست استفاده کنیم و با وجود همه ی اونا بازم یه کشور فقیر و جهان سومی عقب مونده باقی موندیم؟میخوایم همه ی تقصیرها رو گردن استکبار جهانی و آمریکای جهان خوار و استعمار پیر انگلیس بندازیم؟میخوایم بگیم ما اونقدر خوب و بامرام بودیم که از دهن خودمون و شما درآوردیم و توی دهن ونزوئلا و آفریقای جنوبی و فلسطین کردیم؟فکر میکنید این جواب ها و این استدلال ها اونا رو قانع میکنه؟ نه . باور کنید نه .

شاید اگه تلاش خودمون رو برای تغییر بکار ببندیم حداقل بتونیم بگیم : که ما سعی خودمون رو کردیم ولی نشد. اما اینکه بشینیم و فقط تماشاچی باشیم و بی خیال روزها رو بگذرونیم و هیچ حرکتی از خودمون نشون ندیم؛ مطمئنا ما رو شرمنده ی نسل های بعدی میکنه.

جیش , بوس , لالا

2010/02/10

میگه :

خوب ؛  مثل همیشه میدونی الان وقت چیه بچه جون ؟ درسته ؛ جیش , بوس , لالا .

برو بخواب بچه جون ؛ میخوای بیدار بمونی که چی بشه ؟تو باید استراحت کنی. ما خودمون حواسمون به همه چیز هست و خودمون همه چیز رو درست میکنیم.تو فقط چشمات رو ببند و بخواب . اگه هم خوابت نمیاد , باید خودت رو بخواب بزنی. یعنی بخودت القاء کنی نه چیزی میبینی و نه چیزی میشنوی . اگه هم متوجه چیزی شدی , شتر دیدی ندیدی ؛ وگرنه جیز میشی ها . دعوات میکنیم ها . پس مثل یه بچه ی خوب بگیر بخواب و کاری به هیچ چیز دیگه ای نداشته باش!!!

حوصله ات سر رفته ؟ میخوای گریه کنی؟ میخوای بهمون ببفهمونی که از این چیزایی که داری راضی نیستی ؟ تو باید بچه فهمیده ای باشی. درسته ما خودمون نون نداریم ؛ پول نداریم و همینی رو هم که داریم میدیم به دیگران ؛ اما چه اشکالی داره ؟ اونا هم گناه دارن دیگه . ما باید به اونا کمک کنیم. حالا خودمون از بی پولی و گرسنگی هم مردیم که اشکالی نداره . تو و بقیه باید اینا رو درک کنید ؛ که اول دیگران و بعد خودمون!!!

چیه ؟ چیزی میخوای ؟تو هم میخوای مثل بچه های همسایه همه چیز داشته باشی؟پس بیا ؛ بیا این چندتا خوشه رو بگیر و برو باهاشون برا خودت و خانواده ات  قاقا لی لی بخر . بچه باید حرف بزرگتر ها رو گوش کنه . هرچی بهش گفتن ، فقط بگه چشم . آفرین بچه ی حرف گوش کن .

بچه جون تو چرا اینقدر بازی میکنی و میخندی؟ زیاد نخند خوب نیست . ضمنا» شادی هم زیاد بدردت نمیخوره.میگن طرف سبک بازی از خودش درمیاره یا مخش پاره سنگ برمیداره.سعی کن بیشتر جدی و ناراحت بنظر بیای تا همیشه همه ازت حساب ببرن.اخم کن . اصلا چه معنی داره آدم همش بخنده.

میگم:

بسه دیگه . خسته شدم .میخوام بزرگ بشم . نمیخوام همش بخوابم.نميخوام دیگه خودمو بخواب بزنم.اینهمه خوابیدم بسمه . اینهمه که خوابیدم چی شد؟ میخوام چشمام رو باز کنم و بیدار بشم.میخوام بدونم و دور و برم چه خبره و چه اتفاقایی داره میفته. میخوام بفهممنتیجه اعتمادم به بزرگترها چی بوده.

دیگه نمیخوام وقتی جیبای خودم خالیه و توشون شیپیش ملق میزنه , توی جیب دیگران پول بریزم. میخوام حقم و سهمم رو پیش خودم نگه دارم.نمیخوام وقتی شکم خودم خالیه , شکم یکی دیگه رو پر کنم . نمیخوام وقتی خودم باید برا بدست آوردن یه تیکه نون خشک هزارتا بدبختی رو تحمل کنم , گوشت تازه و مرغ بفرستم که دیگران لذتش رو ببرن. هیچ کس غیر از خودمم گناه نداره . نمیخوام کسی رو درک کنم . اول خودم بعد دیگران.اول من مهم , نه اول دیگران.

منم میخوام مثل همه , همه چیز داشته باشم. دیگه نمیخوام به حداقل ها راضی شم . حرف بزرگترا رو گوش میدم اما وقتی که اونا هم حرفای منو گوش کنن.وقتی اونا هم منو بفهمن و نیازها و خواسته هام رو برآورده کنن.چیز زیادی نمیخوام. فقط حقم . حقی که شاید خیلی وقته ازم دریغ شده .

میخوام شاد باشم. شادی کنم , از زندگیم لذت ببرم. بگم و بخندم. تا کی یکسره بزنم توی سروصورتم.دیگه بسه . میخوام مثل همه ی آدمای دیگه منم معنی و طعم خنده و خوشحالی رو بچشم. دوست دارم نیشم باز باشه  . چه اشکالی داره . میگن سبک بازی درمیارم؟باشه من سبکم .

میخوام از این پیله ی کهنه و تاریک در بیام. پوست بندازم . یه زندگی و یه آب و رنگ تازه به روزام بدم . میخوام لعاب زندگی بزنم به چینی شکسته ی روزهام. میخوام دوباره متولد بشم. دیگه نمیخوام بچه بمونم. میخوام بزرگ بشم. دیگه نمیخوام چشمام بسته باشه.خواب بسه .

هدف ما ایرانه

2010/01/22

توی وجود همه ی ما یه حسی هست که همیشه ما رو روبه جلو میرونه. حس برتری , حس پیروزی , حس اینکه زودتر باید به هدفی که داریم برسیم.

برای رسیدن به هر هدفی یا پیروزی در هر قضیه ای , نیاز به یه سری پیش نیاز یا وسیله داریم. نیاز به حس و قدرتی داریم که مارو بطرف جلو هدایت کنه. یه وقتایی میگیم هدف وسیله رو توجیه میکنه و یه وقتایی هم نه . اما مشکل اینجاست که بدونیم و تشخیص بدیم که چه وقت باید به هر وسیله ای بهدفمون برسیم و چه وقت نباید اینطور باشیم ؛ یا اینکه اصولا» هدفی که مد نظر ماست , ارزش چه میزان تلاش و سعی رو داره.

این مساله شاید اول به این بستگی داشته باشه که شما چه تعریف و یا باوری از اون هدف توی ذهن خودتون داشته باشید ؛ و همچنین خوب و بد بودنه راه های رسیدن به اون هدف رو چطور برای خودتون مشخص کنید.

شاید اولین معیار برای تعریف و تمایز دادن میان خوب و بد در ذهن ما , باورها و اعتقادات شخصی ماست که از کودکی بوسیله ی خانواده و اطرافیان در ذهنمون نهادینه شده . مسلما» این معیار بدلیل شرایط خاصی که ممکنه هر خانواده در اون پرورش پیدا کرده , نمی تونه معیار کامل و خوبی باشه که بشه فقط با اتکاء به اون , انگیزه ها و خواسته ها و خوب و بد مسایل رو از هم جدا کرد و تشخیص داد.

معیار بعدی , هنجارها و عرف و قانون رایج در جامعه است.شاید تا حد زیادی بشه و یا شاید یه جاهایی باید از اون تبعیت کرد اما بازم نمیشه اونو مطلق فرض کرد چون چیزی که عمومیت داره هم امکان داره ایراداتی داشته باشه یا اینکه با ذهنیت و خواسته های فرد همخونی نداشته باشه.

بغیر از مبحث وسیله ی رسیدن به هدف , انگیزه و محرک فرد نیز موضوع خیلی تاثیر گذاریه که میتونه شرایط رو بکلی عوض کنه . یعنی هرچقدر هدف شما بزرگتر باشه , انگیزه و محرکی که شما رو بطرف اون هدف سوق میده به مراتب بیشتر از هدف هایی هست که شاید از اهمیت کمتری برخوردار باشن.

تمام این حرفا فقط برا اینه که بگم توی جامعه ی امروز با تمام مشکلات و کاستی هایی که هست, همه ما یه چیز خیلی مهم رو فراموش کردیم . همه ی ما مشکلات رو بخوبی میدونیم و به اندازه ی کافی از اونا گفتیم و نوشتیم و خوندیم .هرکدوم از ما بنسبت فهم و دانش خودش , نسخه ای برای درست شدن و بهبود شرایط موجود تجویز کرده . یعنی همه ی ما به دنبال وسیله و راهکاری بودیم که جامعه و مردم کشورمون رو بطرف هدف و آرمان بخصوصی سوق بدیم. این یعنی اینکه همه ی ما یک هدف رو داریم اما هر کدوم از ما ساز خودمون رو میزنیم و فکر میکنیم که راهی که میگیم تنها راه درست رسیدن به مدینه ی فاضله ای هست که آرزوش رو داریم.

ماها همه هدف اصلی رو گم کردیم یا  فراموش کردیم.ما گیج شدیم . یعنی نمیدونیم باید چکار کنیم . نمیدونیم چی درسته و چی غلطه . نمیدونیم کدوم کار بصلاح کشور و مردم مونه و کدوم به ضررشون. نمیدونیم باید چکار کنیم. شاید هدف خیلی از ما یکی باشه اما وسیله و راه رسیدن به هدف رو نمیدونیم یا گم کردیم.

مردم ژاپن بعد از جنگ جهانی و بعد از اینکه چندتا از شهرهاشون با بمب اتم , یکسره با خاک یکسان شد , به یک چیز فقط فکر کردن . به کشورشون , یعنی هدف خودشون رو ساختن کشورشون قرار دادن. برای رسیدن به این هدف اونا نیاز به یه وسیله داشتن . وسیله ی اونا این بود که همه باهم یکصدا شدن و بطرف یک هدف واحد حرکت کردن و به مسایل متفرقه ی دیگه توجهی نکردن.هرکس به نوبه خودش تلاش کرد تا وظیفه و کاری رو که بعهده داره به بهترین شکل ممکن انجام بده . و حالا اونا یکی از پیشرفته ترین و ثروتمند ترین کشورهای دنیا هستند.

و اما ما . ما چکار کردیم و چکار میکنیم. بهتره فکرمون جای دوری نره . اول بخودمون فکر کنیم و عملکرد خودمون رو ببینیم.ببینیم ما چکار کردیم برای کشورمون . بهتره اول هرکس خودش رو درنظر بگیره و ببینه آیا وظیفه ی خودش رو درست انجام میده و یا دینی رو که به کشورش داشته ادا کرده .فکر نمیکنم ؛ یا لااقل در مورد خودم مطمئن نیستم .

وقت اون رسیده باشه که یه مقدار بخودمون بیام. یه مقدار باهم باشیم . به هدف بزرگی که فراموشش کردیم فکر کنیم. همه باهم فقط به یک چیز فکر کنیم و در یک مسیر واحد بطرف هدف واحد حرکت کنیم. اینا شعار نیست.اینا واقعیت هایی هستن که ما همیشه اونا رو شعار میدونیم و بی تفاوت از کنارشون رد میشیم. خیلی هامون عادت کردیم که فقط غر بزنیم و بگیم : ای بابا , مگه میشه همه با هم متحد بشن . جواب اینه که : بله میشه . کافیه که من بخوام . تو بخوای . همه بخوای. هرکس اول از خودش شروع کنه .

هدف ما یک چیزه . هدف ما رسیدن کشورمون به مرز خوشبختی و آرامش و امنیته ؛ و تنها وسیله ی رسیدن به این هدف یکدلی و یکصدا شدنه همه ی ماست .

هدف ما خیلی عزیز و بزرگه . هدف ما ایرانه .

بی ربط یا باربط نوشت: عشق مرکب حرکت است نه مقصد حرکت.

حق نداری!!!

2010/01/15

حق نداری حرف بزنی. فقط ساکت باش و تماشاچی خوب و آرومی باش.

حق نداری نظر و عقیده ات رو بگی . اونا رو یا فراموش کن یا فقط واسه خودت نگه دار.

حق نداری بر ما باشی. فقط باید با ما باشی.

حق نداری خوشحال و شاد باشی. باید یکسره بکوبی توی سر و صورتت و ماتم بگیری.

حق نداری انتقاد کنی. همه چیز که خوبه , پس چیزی نیست که بخوای ازش انتقاد کنی.

حق نداری ااگه کسی زد توی گوشت , بگی چرا ؛ باید صورتت رو برگردونی تا یکی هم اون ور برنن.

حق نداری بگی فقر و فساد داره بیداد میکنه . چون همه در رفاه و امنیت دارن زندگی میکنن.

حق نداری از اقتصاد بحران زده و ضعیف ما چیزی بگی.چون اینا مربوط به بحران جهانیه و ربطی به سوء مدیریت ما نداره.

حق نداری بگی که چرا همه ی کشورهای دنیا مارو تحریم کردن. چون همه ی اونا اشتباه میکنن و حق فقط و فقط با ماست.

حق نداری پاهاتو از گلیمت درازتر کنی. وگرنه مجبوریم بریم از بقالی سر کوچه شیشه نوشابه بخیریم!بقیه اش رو هم که خودت بهتر میدونی.

حق نداری فکر کنی . به مغزت فشار نیار , ما بجای همه فکر میکنیم و تصمیم میگیریم.

حق نداری نفس بکشی , حق نداری زنده بمونی , حق نداری بنویسی .اینا همه جرمه . جنایته.

اصلا» بزار راحتت کنم , حق نداری بگی که , هیچ حقی نداری.

البته میدونی که , ما اونقدرها هم بد نیستیم , برای همین این حق رو بهت میدیم که بری سر بذاری بمیری . راستی نتونستی و جراتش رو پیدا نکردی , بگو کمکت کنیم تا زودتر و راحت تر خودتو خلاص کنی.

یادداشت مهم:با توجه به فی.ل.ت.ر.ینگ شدید این روزا ,لطفا” آدرس فید این وبلاگ رو در گوگل ریدر خود وارد کنید تا در صورت بروز هر مشکل همدیگه رو گم نکنیم.
آدرس فید این بلاگ : http://feeds.feedburner.com/yedivoneh

قانون جدید جرایم رایانه ای

2010/01/04

دبیرکارگروه تعیین مصادیق محتوای مجرمانه گفت: کارگروه تعیین مصادیق محتوای مجرمانه «موضوع ماده 22 قانون جرائم رایانه‌ای» مبادرت به احصاء فهرست مصادیق محتوای مجرمانه فضای مجازی کرد.

به گزارش خبرگزاری مهر، دکتر عبدالصمد خرم‌آبادی اعلام کرد: این کارگروه که به موجب قانون جرائم رایانه‌ای در محل دادستانی کل کشور و به ریاست دادستان کل کشور تشکیل شده، پس از طی جلسات متعدد کارشناسی با حضور نمایندگان دستگاه‌های ذیربط، فهرستی را در 5 فصل مشتمل بر موارد زیر منتشر کرد.:

محتوای علیه عفت و اخلاق عمومی
محتوای علیه مقدسات اسلامی
محتوای علیه امنیت و آسایش عمومی
محتوای علیه مقامات و نهادهای دولتی و عمومی
محتوای که برای ارتکاب جرایم رایانه‌ای و سایر جرایم به کار می‌رود

وی گفت: بر اساس قانون، اعضای کارگروه مرکب از وزارتخانه‌های ارتباطات و فناوری اطلاعات ـ اطلاعات ـ فرهنگ و ارشاد اسلامی ـ آموزش و پرورش ـ سازمان تبلیغات ـ ناجا ـ صدا و سیما و…) در راستای وظایف و مأموریت‌های ذاتی خود مکلف به ایجاد سامانه رصد فضای مجازی در دستگاه متبوع خود بوده و همچنین کلیه ارائه دهندگان خدمات دسترسی و میزبانی نیز مکلف خواهند بود چنانچه با یکی از مصادیق مصرحه در این فهرست مواجه شدند بلافاصله مراتب را به دبیرخانه مستقر در دادستانی کل کشور از طریق سایت دادستانی به آدرس http://www.dadsetani.ir یا آدرس الکترونیکی dadsetani@dadsetani.ir اعلام کنند.

وی در ادامه افزود: رعایت مقررات فهرست مصادیق محتوای مجرمانه برای ارائه دهندگان خدمات دسترسی و میزبانی و کلیه کاربران در فضای مجازی لازم است و در صورت تخطی طبق مقررات برخورد خواهد شد.

خرم آبادی گفت: دبیرخانه کارگروه با بررسی گزارشات واصله نسبت به مجرمانه بودن یا نبودن، تصمیم نهایی را اتخاذ و در صورت احراز محتوای مجرمانه نسبت به پالایش ( فیلتر) اقدام خواهد کرد و مراتب توسط دبیرخانه به مراجع قضائی ذیربط جهت تعقیب کیفری مقتضی اطلاع داده خواهد شد.

دبیر کارگروه تعیین مصادیق محتوای مجرمانه در ادامه فهرست مصادیق محتوای مجرمانه را به شرح ذیل تبیین کرد:

الف) محتوای علیه عفت و اخلاق عمومی
1ـ اشاعه فحشاء و منکرات ( بند 2 ماده 6 قانون مطبوعات)
2ـ تحریک، تشویق، ترغیب، تهدید یا دعوت به فساد و فحشاء و ارتکاب جرایم منافی عفت یا انحرافات جنسی ( بند ب ماده 15 قانون جرائم رایانه‌ای و ماده 649 قانون مجازات اسلامی)
3ـ انتشار، توزیع و معامله محتوای خلاف عفت عمومی (مبتذل و مستهجن) بند 2 ماده 6 قانون مطبوعات و ماده 14 قانون جرائم رایانه‌ای)
4ـ تحریک، تشویق، ترغیب، تهدید یا تطمیع افراد به دستیابی به محتویات مستهجن و مبتذل ( ماده 15 قانون جرائم رایانه‌ای)
5ـ استفاده ابزاری از افراد( اعم از زن و مرد) در تصاویر و محتوی، تحقیر و توهین به جنس زن، تبلیغ تشریفات و تجملات نامشروع و غیر قانونی (بند 10 ماده 6 قانون مطبوعات)

ب) محتوای علیه مقدسات اسلامی
1ـ محتوای الحادی و مخالف موازین اسلامی (بند 1 ماده 6 قانون مجازات اسلامی)
2ـ اهانت به دین مبین اسلام و مقدسات آن (بند 7 ماده ماده 6 قانون مجازات اسلامی و ماده 513 قانون مجازات اسلامی)
3ـ اهانت به هر یک از انبیاء عظام یا ائمه طاهرین (ع) یا حضرت صدیقه طاهره (س) ( ماده 513 قانون مجازات اسلامی)
4ـ تبلیغ به نفع حزب، گروه یا فرقه منحرف و مخالف اسلام ( بند 9 ماده 6 قانون مطبوعات)
5ـ تبلیغ مطالب از نشریات و رسانه‌ها و احزاب و گروه‌های داخلی و خارجی منحرف و مخالف اسلام به نحوی که تبلیغ از آنها باشد (بند 9 ماده 6 قانون مطبوعات)
6ـ اهانت به امام خمینی (ره) و تحریف آثار ایشان (ماده 514 قانون مجازات اسلامی)
7ـ اهانت به مقام معظم رهبری و سایر مراجع مسلم تقلید (بند 7 ماده 6 قانون مطبوعات)

ج) محتوای علیه امنیت و آسایش عمومی
1ـ تشکیل جمعیت، دسته، گروه در فضای مجازی ( سایبر) با هدف برهم زدن امنیت کشور( ماده 498 قانون مجازات اسلامی)
2ـ هرگونه تهدید به بمبگذاری (ماده 511 قانون مجازات اسلامی)
3ـ محتوایی که به اساس جمهوری اسلامی ایران لطمه وارد کند (بند 1 ماده 6 قانون مطبوعات)
4ـ انتشار محتوی علیه اصول قانون اساسی (بند 12 ماده 6 قانون مطبوعات)
5ـ تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی ایران (ماده 500 قانون مجازات اسلامی)
6ـ اخلال در وحدت ملی و ایجاد اختلاف ما بین اقشار جامعه به ویژه از طریق طرح مسائل نژادی و قومی (بند 4 ماده 6 قانون مطبوعات)
7ـ تحریک نیروهای رزمنده یا اشخاصی که به نحوی از انحاء در خدمت نیروهای مسلح هستند به عصیان، فرار، تسلیم یا عدم اجرای وظایف نظامی (ماده 504 قانون مجازات اسلامی)
8ـ تحریص و تشویق افراد و گروه‌ها به ارتکاب اعمالی علیه امنیت، حیثیت و منافع جمهوری اسلامی ایران در داخل یا خارج از کشور (بند 5 ماده 6 قانون مطبوعات)
9 ـ تبلیغ به نفع گروه‌ها و سازمان‌های مخالف نظام جمهوری اسلامی ایران (ماده 500 قانون مجازات اسلامی)
10- فاش نمودن و انتشار غیر مجاز اسناد و دستورها و مسایل محرمانه و سری دولتی و عمومی (بند 6 ماده قانون مطبوعات و مواد 2 و 3 قانون مجازات انتشار و افشای اسناد محرمانه و سری دولتی و ماده 3 قانون جرایم رایانه‌ای)
11ـ فاش نمودن و انتشار غیر مجاز اسرار نیروهای مسلح (بند 6 ماده قانون مطبوعات)
12ـ فاش نمودن و انتشار غیر مجاز نقشه و استحکامات نظامی( بند 6 ماده 6 قانون مطبوعات)
13ـ انتشار غیر مجاز مذاکرات غیر علنی مجلس شورای اسلامی (بند 6 ماده 6 قانون مطبوعات)
14ـ انتشار بدون مجوز مذاکرات محاکم غیر علنی دادگستری و تحقیقات مراجع قضایی (بند 6 ماده 6 قانون مطبوعات)

د) محتوای علیه مقامات و نهادهای دولتی و عمومی
1ـ اهانت و هجو نسبت به مقامات، نهادها و سازمان حکومتی و عمومی (بند 8 ماده 6 قانون مطبوعات و مواد 609 و 700 قانون مجازات اسلامی)
2ـ افترا به مقامات، نهادها و سازمان حکومتی و عمومی (بند 8 ماده 6 قانون مطبوعات و 697 قانون مجازات اسلامی)
3ـ نشر اکاذیب و تشویش اذهان عمومی علیه مقامات، نهادها و سازمان‌های حکومتی (بند 11 ماده 6 قانون مطبوعات و 698 قانون مجازات اسلامی)

هـ ) محتوایی که برای ارتکاب جرایم رایانه‌ای و سایر جرایم بکار می رود
1ـ انتشار یا توزیع و در دسترس قرار دادن یا معامله داده‌ها یا نرم افزارهای که صرفاً برای ارتکاب جرایم رایانه‌ای به کار می رود (ماده 25 قانون جرائم رایانه‌ای)
2ـ فروش، انتشار یا در دسترس قرار دادن غیر مجاز گذر واژه‌ها و داده‌هایی که امکان دسترسی غیر مجاز به داده‌ها با سامانه‌های رایانه‌ای یا مخابراتی دولتی یا عمومی را فراهم می کند ( ماده 25 قانون جرایم رایانه‌ای)
3ـ انتشار یا در دسترس قراردادن محتویات آموزش دسترسی غیر مجاز، شنود غیر مجاز، جاسوسی رایانه‌ای، تحریف و اخلال در داده‌ها یا سیستم‌های رایانه‌ای و مخابراتی (ماده 25 قانون جرایم رایانه‌ای)
4ـ آموزش و تسهیل سایر جرایم رایانه‌ای (ماده 21 قانون جرایم رایانه‌ای)
5ـ انجام هر گونه فعالیت تجاری و اقتصادی رایانه‌ای مجرمانه مانند شرکت‌های هرمی (قانون اخلال در نظام اقتصادی کشور و سایر قوانین)
6ـ انتشار ویروس دهی بازی های رایانه‌ای دارای محتوای مجرمانه (مواد مختلف قانون مجازات اسلامی و قانون جرایم رایانه‌ای)
7ـ انتشار فیلتر شکن ها و آموزش روش های عبور از سامانه های فیلترینگ (بند ج ماده 25 قانون جرایم رایانه‌ای)
8ـ تبلیغ و ترویج اسراف و تبذیر (بند 3 ماده 6 قانون مطبوعات)
9ـ انتشار محتوای حاوی تحریک، ترغیب یا دعوت به اعمال خشونت آمیز و خودکشی (ماده 15 قانون جرایم رایانه‌ای)
10ـ تبلیغ و ترویج مصرف موادمخدر، مواد روان گردان و سیگار (ماده 3 قانون جامع کنترل و مبارزه ملی با دخانیات 1385)
11ـ باز انتشار و ارتباط (لینک) به محتوای مجرمانه تارنماها و نشانی های اینترنتی مسدود شده، نشریات توقیف شده و رسانه های وابسته به گروه ها و جریانات منحرف و غیر قانونی
12ـ تشویق، تحریک و تسهیل ارتکاب جرائمی که دارای جنبه عمومی هستند از قبیل اخلال در نظم، تخریب اموال عمومی، ارتشاء، اختلاس، کلاهبرداری، قاچاق موادمخدر، قاچاق مشروبات الکلی و غیره (ماده 43 قانون مجازات اسلامی)
13ـ انتشار محتوایی که از سوی شورای عالی امنیت ملی منع شده باشد.
14ـ تشویق و ترغیب مردم به نقض حقوق مالکیت معنوی (ماده 1 قانون حمایت از حقوق پدید آورندگان نرم افزارهای رایانه‌ای و ماده 74 قانون تجارت الکترونیکی)
15ـ معرفی آثار سمعی و بصری غیر مجاز به جای آثار مجاز (ماده 1 قانون نحوه مجازات. اشخاصی که در امور سمعی و بصری فعالیت غیر مجاز دارند)
16ـ عرضه تجاری آثار سمعی و بصری بدون مجوز وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی (ماده 2 قانون نحوه مجازات اشخاصی که در امور سمعی و بصری فعالیت غیر مجاز دارند)

نقل از سایت : خبر آنلاین

یاداشت مهم : لطفا» در صورت امکان , این مطلب یا لینک اونو در وبلاگ خودتون بذارید تا همه ی دوستان از اون اطلاع پیدا کنن.مثلا» خود من خیلی از این موارد که خیلی هم مهم هستند رو تاحالا نمیدونستم.

امید

2009/12/21

همه ی ما ممکنه یه وقتایی حس کنیم که توی موقعیتی قرار گرفتیم دیگه آخر خطه و خیلی آسون دستامونو به نشونه ی تسلیم بالا ببریم. نشونه ی این مساله چیه ؟ اینه که بی خیال همه ی مسایل بشیم و بگیم : هر چه پیش آید خوش آید. قایق زندگیمون رو بسپریم به دست امواج روزگار و منتظر بشینیم ببینیم کی قراره غرق شیم.

بعضی ها الان بخودشون میگن : نه , من یکی که اینجوری نیستم . اما اشتباه میکنن . این مساله چیزیه که همه ی ما یجورایی اونو تجربه کردیم.

متاسفانه مشکلات حال حاضر کشور و فشارهای زیادی که روی مردم و بخصوص قشر جوون جامعه هست , باعث تشدید این موضوع شده . بالا بودن آمار خودکشی و آمار فرار افراد از خونه هاشون صحت حرفای منو تایید میکنه .برای فهمیدن وضعیت حال حاضر مردم کافیه صبح که از خونه میام بیرون به چهره ی دیگران دقت کنیم.اکثرا قیافه های درهم و گرفته , اکثرا غرق در فکرای جورواجور و پریشون , همه عصبانی و کلافه . همه نگران آینده ای گنگ و نامعلوم که افق روشنی براش تصور نمیشه .

این حس سرخوردگی و یاس فقط بخود فرد ضرر نمیرسونه . چون ما انسان هستیم و اجتماعی زندگی میکنیم.تک تک افراد جامعه هر کدوم به نوعی در ساختن و آبادانی یک کشور نقش دارن.حالا شما تصور کنید نیروی انسانی آینده ی این مملکت یه عده جوون ناامید و شکست خورده و از پیش باخته باشن که حتی اراده و قدرت اداره خودشون رو هم نداشته باشن.برای همیچین کشوری چه آینده ای میشه متصور بود ؟
اکثریت ما میدونیم که این مساله توی جامعه به وفور دیده میشه و علت اونو هم میدونیم .اما نمیشه یه سره فقط مشکلات رو گفت و نق زد. باید بفکر راهکار هم بود.اگه دردی مطرح میشه باید بفکر درمان اون هم باشیم .ماها عادت کردیم که فقط نق بزنیم و گله کنیم . اما کاش همون اندازه که بفکر بازگو کردن مشکلات هستیم , به همون اندازه هم بفکر چاره هم باشیم.
شاید اولین چیزی که بعنوان چاره ی این موضوع بذهن برسه , زنده کردن امید در دل مردمه. چطوری ؟ خیلی آسون . با همدلی . با یکی شدن با هم . اینکه همه ی ما فکر کنیم در هیچ موضوعی تنها نیستیم و هستند افرادی که میتونن در مشکلات و گرفتاری های موجود بکمک ما بیان . تک تک ما نسبت به بقیه احساس مسئولیت کنیم و سعی کنیم اگه ازمون بر میاد گره ای رو باز کنیم.نسبت به هم بی خیال نباشیم و سرنوشت و آینده ی دیگران رو از روی بی تفاوتی نگاه نکنیم.
باور کنید اینا شعار نیست . اینا خصوصیات یه انسانه . اما بعضی هامون اونقدر ازش دورشدیم که فهمیدن و انجام دادنش برامون سخت یا مسخره میاد و فکر میکنیم این جور چیزا مربوط به کتاب های قصه است.

اگر هم واقعا» حرفای من شعاره پس هرکی چیز بهتری بذهنش میاد بگه .بگه باید چه کرد که مردم ما لذت خوشبختی و طعم خوش امنیت و آرامش رو احساس کنند.

توضیح : از لطف همه ی شما سپاسگذارم که اینقدر به من محبت دارید و در پست قبل اونو بهم ثابت کردید.راستش این روزا بهترم  و به روزای خوب امیدوار. از تو هم ممنونم که همه ی اینا رو از تو دارم و مدیونتم .تویی که غبار خستگی و روزمره گی رو از تن بیمارم پاک کردی. این پستم رو به تو تقدیم میکنم و با تمام وجودم میگم : دوستت دارم , بی نهایت.