Posts Tagged ‘حرکت کردن’

زندگی یعنی حرکت

2009/09/20

همه ی ما یه وقتایی به جایی میرسیم که احساس میکنیم , این دیگه آخرشه . حالا اینکه میگیم آخرشه برای هر کسی یه معنی بخصوصی میده.بعضی ها منظورشون از آخر اینه که دیگه به قله ی آرزوها یا افتخار رسیدن و دیگه چیزی ندارن که بهش برس . بعضی ها هم منظورشون از آخر اینه که چون شکست خوردن یا نتونستن چیزی رو که میخواستن بدست بیارن , پس دیگه همه چیز تمام شده و اونا قمار زندگی رو باختن.

فکر کنم این بزرگترین اشتباهی باشه که یه فرد میتونه در طول زندگیش انجام بده ؛ چون این حس , آدم رو از ادامه حرکت و تلاش برای رسیدن به جاهای بهتر و مقصد های مترقی تر بازمیداره.این حس بیشتر توی آدم های ضعیف یا افرادی که از بلند نظری کمی برخوردارن , بوجود میاد.چرا که اونا برای جاده ی زندگی شون و برای طی کردن پله های افتخار و آرزو , یه نقطه ی پایان درنظر میگیرن.

مشکل از همینجا شروع میشه که شما این سبک فکر رو داشته باشین.سبک فکری که قدرت و اراده ی ادامه دادن و جنگیدن دوباره رو برای بدست آوردن خواسته ها و آرزوها , از انسان میگیره.

شاید این وسط استفاده نکردن از قدرت فکر و اندیشه و مسلط شدن بخود , کمک کنه تا شما دوباره حرکت کنید و برای بهتر شدن تلاش کنید.همیشه جا برای پیشرفت و جبران شکست های گذشته هست.این دنیا اینقدر بزرگه و اینقدر چیزای خواستنی داره که شما هیچ وقت , حتی نتونید به انتهاش فکر کنید.

پس زندگی رو عمیق درنظر بیاریم.ما بازم باید بریم جلو.هر اتفاقی هم که بیافته مهم نیست.مهم اینه که ما تا زنده هستیم باید حرکت کنیم.باید برای بدست آوردن خوسته هامون و رسیدن به آرزوهامون , از حرکت بازنمونیم.باید اگه زمین خوردیم , بازم از جا بلند بشیم . اگه به آرزوهامون رسیدیم , بازم به آرزوهای بعدی  و بهتری فکر کنیم.

زندگی یعنی حرکت , حرکت یعنی اثبات زندگی و زنده موندن و پیشرفت

Advertisements