Posts Tagged ‘دولت’

چندتا سوال ساده

2009/10/20

معمولا» شما توی اکثر کشورهای دنیا , این اجازه رو دارید که از عملکرد دولت و نهادهای دولتی انتقاد کنید یا عملکرد اونا رو به چالش بکشد.اگه از مسئولین کشوری و دولتی و روند فعالیتی اونا , رضایت نداشتید , به اونا اعتراض کنید و خواستار برکناری شون بشید.

کشور ما حکومت جمهوری داره ؛ یعنی مردم حق دارند خودشون افرادی که در راس کار هستند رو انتخاب کنند و در قبالش از اونا کار بخوان.اما ظاهرا» این موارد در کشور ما به فراموشی سپرده شده و شما اجازه ی هیچگونه اعتراضی رو ندارید.این یعنی : همینی که هست ؛ چه بخواین چه نخواین.

بعد از نوشتن چند پست آخرم که یه مقدار جنبه ی اتقادی داشت , چندتا کامنت بی نام و نشون و آدرس دریافت کردم که توش کلی تهدید و ناسازا بود.البته من از خوندن اونا کلی ذوق کردم ؛ چون فهمیدم درست زدم به هدف و اونایی که یه جای کارشون میلنگه  و انتقادای من شامل حالشون شده , حسابی بهشون فشار اومده و مثل همیشه بجای گفتگوی متمدنانه و منطقی , روی آوردن به اهرم فشار و میخوان کوچکترین صدایی رو همون اول در نطفه خفه کنند.

قدرت امانتیه که مردم به دلتها میدن تا با استفاده ی از اون , زندگی و کار و شرایط اقتصادی و اجتماعی جامعه رو بهبود ببخشند اما فعلا» قدرت پتکی شده که بر سر هر کس که بخواد خلاف میل آقایون حرف بزنه , فرود میاد.

من از اون اشخاصی که اون کامنت ها رو برای من گذاشتن ,  چندتا سوال ساده دارم .میخوام بدونم تا کی میخوان اینجوری دهن من و امثال من رو ببندن؟اگه حرف من اشتباهه چرا درست و با دلیل و مدرک نمیاین جوابمو بدین؟من بعنوان یه نفر که توی این کشور زندگی میکنه حق دارم حرف بزنم و از وضعیت و شرایط موجود گله مند باشم یا اینکه باید جواب حرفام چوب و چماق باشه ؟ آیا من حق ندارم بپرسم سهم من و امثال من از اینهمه ذخایر و منابع کشور چیه و کجاست ؟ آیا من حق ندارم بپرسم چرا ارزش پول کشور ما حتی از افغانستان هم کمتره ؟

خلاصه ی مطلب اینکه , آیا من اونقدر آزاد هستم که بتونم بگم : من آزاد نیستم؟

یادداشت  : در وبلاگ » شعرای یه دیوونه » بروز هستم . لطفا اینجا کلیک کنید.

Advertisements